عکس از همه چیز و همه جا
سلام خوش آمدید اینجا هر عکسی بخواین هست ، برای دسترسی آسان به کلیه مطالب کافیه به منوی زیر مراجعه کنید توجه: این منو در مرور گر فایر فاکس بدرستی کار می کنه پس لطفا برای بهره برداری بهتر از این وبلاگ از مرور گر فایر فاکس استفاده کنید
 Code Center

زندگینامه احمد شاملو

احمد شاملو در سال 1304 درتهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی او بسیار نا مرتب و در شهرهای گوناگون بوده زیرا پدرش افسر ارتش بود و به همین جهت خانواده اش همواره در شهرهای مختلف بودند سرانجام دوره دبیرستان را در تهران به پایان رساند در سال 1323 برای همیشه دست از تحصیل شست و ضمن ادامه مبارزه سیاسی تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت زندگی احمد شاملو در کار روزنامه نویسی و اداره مجلات ادبی گذشته و تا کنون شغل دولتی نداشت اداره مجله هفتگی آشنا کتاب هفته و هفته نامه خوشه با بود                                                                   

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

زندگینامه احمد شاملو


زندگینامه فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود پس از گذراندن دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی برای آموزش نقاشی به هنرستان نقاشی رفت در  16سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت کرد اما پس از یکی دو سال از هم جدا شدند در سال 1337 در سن 22 سالگی به کارهای سینمای      روی آورد و در شرکت گلستان فیلم به کار پرداخت در سال 1338 برای بررسی و مطالعه ساخت فیلم به انگلستان رفت در طی فعالیت سینمایی خود چندین فیلم ساخت و در یک فیلم و نمایش بازی کرد در این زمینه فیلم خانه سیاه است که در باره جذامیان جذامخانه ای اطراف تبریز می پرداخت برنده بهترین فیلم مستند در سال 1342 شد در سال 1345 برای شرکت در دومین فستیوال پژارو به ایتالیا سفر کرد فروغ سر انجام در سال 1345 در سن 33 سالگی در اوج شکفتگی استعداد شاعرانه اش به هنگام رانندگی بر اثر یک تصادف جان سپرد وی را در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپردند از او پسری به نام کامیار شاپور به یادگار مانده است                                                                                                                              

 

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

زندگینامه فروغ فرخزاد


زندگینامه مهدی اخوان ثالث

در سال 1307 در مشهد چشم به جهان گشود تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر گذراند و در سال 1326 دوره هنرستان مشهد رشته آهنگری را به پایان برد وهمان جا در همین رشته آغاز به کار کرد سپس به تهران آمد آموزگار شد و در این شهر و پیرامون آن به تدریس پرداخت اخوان چند بار به زندان افتاد و یک بار نیزبه حومه کاشان تبعید شد در سال 1329 ازدواج کرد در سال 1333 برای بار چندم به اتهام سیاسی زندانی شد پس از آزادی از زندان در 1336 به کار در رادیو پرداخت و مدتی بعد به تلویزیون خوزستان منتقل شد در سال 1353 از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو وتلویزیون ملی ایران به کار پرداخت در سال 1356 در دانشگاه های تهران ملی و تربیت معلم به تدریس شعر سامانی و معاصر روی آورد درسال 1360 بدون حقوق و با محرومیت از تمام مشاغل دولتی بازنشسته شد در سال1369 به دعوت خانه فرهنگ آلمان برای برگزاری شب شعری از تاریخ 4 تا 7 آوریل برای نخستین بار به خارج رفت و سرانجام چند ماهی پس از بازگشت از سفر درشهریور ماه جان سپرد وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد از او فرزند به یادگار مانده است

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

زندگینامه مهدی اخوان ثالث


زندگینامه نیما یوشیج

نیما یوشیج بنیانگذار شعر فارسی در پاییز سال 1274 خورشیدی در یوش روستایی در ناحیه نور مازندران زاده شد در همین روستا به گفته خودش خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده به ضرب ترکه و بوته های گزنه آموخت بعد ها که به شهر آمد به مدرسه سن لویی فرستاده شد و به تشویق نظام وفا به سرودن شعر پرداخت آشنایی با زبان فرانسه و بهره مندی از ذهنی خلاق و جستجوگر در شعر راه تازه ای پیش پای وی گشود و نو گرایی و نو زایی در شعر پارسی سرانجام با کوششهای وی به برگ بار نشست در سال 1300 منظومه ای به نام قصه رنگ پریده انتشار داد در همین سال نخستین سروده هایش را در روزنامه قرن بیستم به سر دبیری میرزاده عشقی و در پاییز سال 1301 شعر ای شب را در روزنامه هفتگی نو بهار منتشر کرد نیما از سال 1317 تا 1320 در شمار هیات تحریریه مجله موسیقی بود و اشعار خود را در آن انتشار می داد در همین سالها موج مخالفتهای هواداران شیوه دیرینه در شعر با وی بالا گرفت اما هر چه زمان می گذشت شیوه کار وی که بر پایه نیازهای زمانه رو به بلندگی و رویایی داشت اندک اندک راه خود را می گشود و پیش می رفت تا به امروز که هر برگزیده ای از سروده های شاعران معاصر به شایستگی با یاد و نام و سرود های وی آغاز می شود نیما در سال 1338 دیده از جهان فروبست                                                                                                               

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

زندگینامه نیما یوشیج


ظروف مسی
    معروف است
  که پزشکان اموپتی به کسانی که از
  درد مفاصل رنج می‌برند داشتن یک
  دست بند مسی را توصیه می‌کنند و
  دلیل این امر را هم کمبود یون‌های
  مسی در خون ذکر می‌کنند که با تماس
  دست بندهای مسی با پوست بخشی از
  این کمبود جبران شده و از درد
  مفاصل کاسته می‌شود. از سوی دیگر
  محققین یکی از علت‌های بروز
  بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های
  آلومینیوم در مغز عنوان
  می‌کنند.
 
  در این پیام
  آمده است:
   تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم
  داشتند برای پخت غذا مخصوصاً
  خورشت و آش از قابلمه‌های مسی
  استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی
  داشتند به نام حسوم که موقع پخت
  غذا دائم درون آن قرار
  می‌گرفت...
 
  هیچ‌کس
  نمی‌دونست چرا باید این کفگیر
  درون قابلمه مسی قرار بگیره، فقط
  می‌دونستند برای پخت غذا خیلی
  خوبه.
 
 
  داستان از
  این قراره که بدن (مخصوصاً مغز)
  برای
   سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک
  و کورتیزول به 6 میلیارد یون مس
  نیاز دارد و به همین نسبت یون
  آهن.
 
  کمبود یون
  مس باعث می‌شه شما دائم احساس
  رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و
  هی دهن‌دره کنید.
   در ضمن هیچ
  کارتل داروئی نمی‌تونه از یون یک
  عنصر برای شما قرص تهیه کنه.... و
  اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به
  خورد شما می‌دهند شامل مولکول آهن
  هستش که برای
   بدن هیچ کاربردی نداره.
 
 (تعریف یون و
  مولکول را می‌گذاریم برای
  کلاس‌های طب سنتی) ولی تا این جا
  بدونید که غذا موقع پخت در درون
  قابلمه مسی از یون آزاد شده این
  ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما
  فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی
  ایجاد می‌شود و دیگه از اون
  دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری
  نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی
  جسمی مخصوصاً برای خانم‌ها نزدیک
  به دوران عادت ماهیانه دارد.
 
 
 
  ولی یک دفعه
  توی دهه 50 از این نون خشکی‌ها
  اومدند و داد میزند «قابلمه مسی..
  کفگیر آهنی خریداریم» و با یک قیمت
  مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و
  به جاش قابلمه آلمینیومی
  می‌دادند که بهش می‌گفتند
  روحی
 
  هیچکس توی
  اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی
  کجا قراره بره؟
 
  بعدش هم که
  الان ظرف‌های استیل و تفلون و این
  مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا
  توش زود می‌پزه و به کف ظرف
  نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند
  که همین یون‌های مضر در این ظروف
  عامل سرطان هستند و به راحتی یون
  سرب و آلمینیوم و ... می‌تونند در
  جا یک کودک 6 ماهه را ظرف یک سال به
  بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و
  یک فرد بزرگسال را در طی 5 سال به
  بیماری‌های کبدی و خونی و طحال
  دچار کند و بعدش هم سرطان.
 
  من به همه
  رفقا پیشنهاد می‌کنم
   حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً
  غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و
  کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل
  برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز
  اثر آن را روی بدن خودتون
  ببینید.
 
  حالا جالبه
  توی شمال ایران موقع پخت خورشت
  (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا
  نعل اسب می‌اندازند وسط خورشت تا
  حسابی رنگ بگیره... این کار باعث
  آزاد شدن یون‌های آهن و سلامتی
  بدن می‌شود. اگر دقت کنید مردم
  مازندران و گیلان تقریباً در حد
  صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان
  خون
 
  می‌شوند

 

ظروف مسی
    معروف است
  که پزشکان اموپتی به کسانی که از
  درد مفاصل رنج می‌برند داشتن یک
  دست بند مسی را توصیه می‌کنند و
  دلیل این امر را هم کمبود یون‌های
  مسی در خون ذکر می‌کنند که با تماس
  دست بندهای مسی با پوست بخشی از
  این کمبود جبران شده و از درد
  مفاصل کاسته می‌شود. از سوی دیگر
  محققین یکی از علت‌های بروز
  بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های
  آلومینیوم در مغز عنوان
  می‌کنند.
 
  در این پیام
  آمده است:
   تا چند دهه پیش مردم کشور ما رسم
  داشتند برای پخت غذا مخصوصاً
  خورشت و آش از قابلمه‌های مسی
  استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی
  داشتند به نام حسوم که موقع پخت
  غذا دائم درون آن قرار
  می‌گرفت...
 
  هیچ‌کس
  نمی‌دونست چرا باید این کفگیر
  درون قابلمه مسی قرار بگیره، فقط
  می‌دونستند برای پخت غذا خیلی
  خوبه.
 
 
  داستان از
  این قراره که بدن (مخصوصاً مغز)
  برای
   سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک
  و کورتیزول به 6 میلیارد یون مس
  نیاز دارد و به همین نسبت یون
  آهن.
 
  کمبود یون
  مس باعث می‌شه شما دائم احساس
  رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و
  هی دهن‌دره کنید.
   در ضمن هیچ
  کارتل داروئی نمی‌تونه از یون یک
  عنصر برای شما قرص تهیه کنه.... و
  اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به
  خورد شما می‌دهند شامل مولکول آهن
  هستش که برای
   بدن هیچ کاربردی نداره.
 
 (تعریف یون و
  مولکول را می‌گذاریم برای
  کلاس‌های طب سنتی) ولی تا این جا
  بدونید که غذا موقع پخت در درون
  قابلمه مسی از یون آزاد شده این
  ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما
  فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی
  ایجاد می‌شود و دیگه از اون
  دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری
  نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی
  جسمی مخصوصاً برای خانم‌ها نزدیک
  به دوران عادت ماهیانه دارد.
 
 
 
  ولی یک دفعه
  توی دهه 50 از این نون خشکی‌ها
  اومدند و داد میزند «قابلمه مسی..
  کفگیر آهنی خریداریم» و با یک قیمت
  مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و
  به جاش قابلمه آلمینیومی
  می‌دادند که بهش می‌گفتند
  روحی
 
  هیچکس توی
  اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی
  کجا قراره بره؟
 
  بعدش هم که
  الان ظرف‌های استیل و تفلون و این
  مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا
  توش زود می‌پزه و به کف ظرف
  نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند
  که همین یون‌های مضر در این ظروف
  عامل سرطان هستند و به راحتی یون
  سرب و آلمینیوم و ... می‌تونند در
  جا یک کودک 6 ماهه را ظرف یک سال به
  بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و
  یک فرد بزرگسال را در طی 5 سال به
  بیماری‌های کبدی و خونی و طحال
  دچار کند و بعدش هم سرطان.
 
  من به همه
  رفقا پیشنهاد می‌کنم
   حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً
  غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و
  کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل
  برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز
  اثر آن را روی بدن خودتون
  ببینید.
 
  حالا جالبه
  توی شمال ایران موقع پخت خورشت
  (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا
  نعل اسب می‌اندازند وسط خورشت تا
  حسابی رنگ بگیره... این کار باعث
  آزاد شدن یون‌های آهن و سلامتی
  بدن می‌شود. اگر دقت کنید مردم
  مازندران و گیلان تقریباً در حد
  صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان
  خون
 
  می‌شوند

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢
تگ ها: ظروف مسی

چرا باید از ظروف مسی استفاده کنیم


آیه های اعجاب انگیز از قران کریم


برای طلب فرزند و بچه دار شدن
ایات( سوره ی مریم از اول تا ایه ی 6) را نوسته و در کمر زن ببندید.
به جهت زیادی رزق
در هر روز بخوانید ایه ی مبارکه‌‌‌‌(و من یتق الله)تا( اخر سوره ی طلاق) را 3 مرتبه بعد از نمازهای واجب با 3 مرتبه صلوات در اول ان و 3 مرتبه صلوات در اخر ان./انشاءالله/
ایه جهت خیر و برکت پیدا کردن مغازه و منزل
(ایه ی59 سوره ی انعام) را بر صفحه ای از قلع نوشته و در دکان یا منزل خود اویز کنید.
خواص هفت ایه ی پر فظیلت
امام علی(ع)فرمودند:رسول اکرم(ص)روزی فرمودند: یا علی می خواهی چیزی به تو بیاموزم تا اگر خلق هفت اسمان و زمین جمع گردند نتوانند به تو اسیب وبدی رسانند و هیچ کس بر تو ظفر نیابد.گفتم:بلی.فرمودند:هفت ایه در قران است ان ها را این گونه بر خود بخوان و بدم،اول از پیش رو،دوم از پشت سر،سوم بالای سر،چهارم به سوی پایین،پنجم به طرف راست،ششم به طرف چپ و هفتم بر تمام اعضا.یا علی!هر کس این هفت ایه را بخواند یا با خود دارد حق تعالی هفتادهزار بدی را از نامه ی عمل او دور کند و هفتادهزار حسنه در نامه ی عمل او بنویسد و هفتادهزار قصر در بهشت برایش بنانماید و هفتادهزار حور و قصور و غلمان به او کرامت فرماید و هفتادهزار حله از حریر و دیبای بهشتی به او بپوشاند چنان که صفت ان ها را حق داند و دیگری نداند.یا علی!هر کس این هفت ایه را بخواند و با خود دارد خداوند در روز قیامت دارنده ی او را به حرمت این هفت ایه ببخشد اگر چه مستجوب کیفر باشد.و باز فرمودند:یا علی!هر که ان ها را بخواند و به خود بدمد اگر نزد امراء و حکام رود البته عزیز و مکرم باشد اگر چه بر او خشم گرفته باشد،نرم گرداند.و ان هفت ایه این ها هستند:(سوره توبه،ایه51)(سوره انعام،ایه17)(سوره هود،ایه56)(سوره هود،ایه6)(سوره عنکبوت،ایه60)(سوره فاطر،ایه2)(سوره الزمر،ایه38)
چهار ایه جهت نصرت و هیبت پیدا کردن
هر کس همراه داشته باشد این چهار ایه را نصرت یابد در نزد حاکمان و با هیبت باشد.این چهار ایه این ها هستند:(سوره بقره،ایه246)(سوره ال عمران،ایه181)(سوره نساء،ایه77)(سوره مائده،ایه27)
ایه برای این که دچار فراموشی نشوید
(سوره بقره،ایه286)
ایه جهت فرزند پسر
ایه الکرسی را بخوانید و بر انار شیرین بدمید و پیش از چهار ماهگی به حامله بدهید.
ایه جهت نجات از سختی ها
ایه الکرسی را 12 مرتبه بخوانید.
ایه جهت محفوظ ماندن خانه از دزد
رسول خدا(ص)فرمودند:کسی که(ایه10سوره ال عمران) را نوشته و در قفلی که بر در خانه زده است بیاویزد ان خانه از دزد و غرق و از خرابی و از غیر این ها محفوظ خواهد ماند.
ایه جهت عزیز و محترم شدن
ایه الکرسی را بنویسید و بر بازوی خود ببندید،به هر جا روید عزیز و محترم هستید.
ایه جهت برامدن هر حاجت
اگر 3 بار ایه الکرسی را بر اب بخوانید و روی خود را با ان بشویید و دو رکعت نماز بگذارید و در رکعت اول 1 مرتبه حمد و در رکعت دوم 1 مرتبه ایه الکرسی را بخوانید،هر مرادی که داشته باشید براورده میشود./انشاءالله/
ایه جهت برامدن حوائج و پیروزی
هر کس در روز چهارشنبه(ایه22سوره حشر)را70بار بخواند،بر اهالی علم و قلم فائق اید و فتوحات از برای او دست دهد و حوائج او براورده شود و غنی و مکرم گردد./انشاءالله/
ایه جهت بستن زبان دشمن
(سوره یس،ایه65)را بخوانید و بر او بدمید.
ایه جهت اشتی نمودن
جهت اشتی کردن(ایه115سوره انعام)را 3مرتبه بخوانید و بر روی ان کس بدمید،ابته اشتی کند و عذرخواهی مجرب است.
ایاتی جهت فروش متاع
هرگاه متاعی به فروش نرود ایات زیر را بر روی کاغذ نوشته و در ان نهد،از غیب مشتری می رسد./انشاءالله/
ایه جهت دفع حمله سگ
حضرت رضا(ع)فرمودند:چون سگ بر تو حمله کرد فریا کرد،(ایه33سوره الرحمن) را بخوان.
ایه جهت ایمن شدن از همه افات و امراض
(ایات1تا4سوره انعام)را هر صبح و شب7 بار بخوانید و هر نوبت دست بر بدن بمالید،از جمیع افات و امراض ایمن گردید.
ایه برای دفع کرم و ملخ از باغات
ایه الکرسی را نوشته و بر چهار گوشه ی باغ فرو ببرید.مفید است.
ایه ای که اگر همراهتان باشد از دردها صحت می یابید
هر کس(ایه محمد رسول الله را تا اخر انا فتحنا)در شب چهار دهم ماه مبارک رمضان بر پارچه سفیدی نوشته و ان را خوشبو نمایید و هر کس ان را با خود دارد از هر درد و مرضی صحت یابد.
ایه برای صحت
(ایه28سوره الاسراء) را بخوانید.
ایه برای شفا یافتن بیمار
(ایات 131تا132سوره طه)را بنویسید و بر بیمار اویزان کنید.
ایه به جهت دفع درد ساق پا
حضرت صادق(ع)فرمودند:این ابیه را 7مرتبه بر ان موضع بخوانید:(سوره کهف،ایه26)
ایه به جهت بر طرف شدن درد پاامام حسین(ع)فرمودند:دست بر ان موضع گذاشته و(ایه67سوره الزمر) را بخوانید.

?ندارم | پیوند | 7 نظر | ارسال نظر

خواص اسماءالحسنه 1385/12/27

اگر می خواهید حاجتتان روا شود
گویند هر که 21مرتبه(یا ذالجلال و الاکرام)را بگوید و حاجت بخواهد روا شود./انشاءالله/
جهت توانگر شدن
گویند در نصف شب دوشنبه به صحن مسجد یا فضای گشاده زیر اسمان رفته و دست و رو به طرف اسمان کند و100مرتبه بگوید(یا وهاب)البته توانگری یابد.
جهت هر مرضی سخت
در جواهرالقران از امام رضا(ع) منقول است هر که را مرضی سخت باشد هر روز 1001مرتبه بگوید(یا واجد)از ان مرض خلاص گردد.
به جهت دفع دشمن
گویند به جهت دفع دشمن از روز پنجشنبه یا یک هفته هر روز 146مرتبه بگویید(حسبی الله)البته دفع گردد.
به جهت نجات از سختی ها
به جهت خلاص شدن از شدائد خواندن(یا رئوف یا رحیم)از جمله مجربات است.
به جهت اشتی دادن بین زن و شوهر
به جهت ناسازگاری بین زن و شوهر 1001مرتبه اسم مبارک(یا ودود)را بخوانید اختلاف رفع خواهد شد./اشاءالله/
به جهت زیاد شدن محصول
در خاصیت اسم(حلیم)گفته اند که در وقت اب دادن به درخت و کشت،این اسم را بر کاغذی نوشته و با اب بشویید.ان اب بر هر زمینی که رسد محصول ان زیاد شود و از افات سالم ماند./انشاءالله/
به جهت فراخی روزی
هر کس در هر گوشه از خانه خود 100مرتبه(یل رزاق)را گوید روزی اهل ان خانه وسعت یابد.
قبل از هر دعا بگویید
رسول خدا(ص)فرمودند:برای خدا هشت اسم است که در ساق عرش و قلب خورشید و در بهشت و درخت طوبی نوشته شده است و هر کس این اسم ها را قبل از دعا بگوید دعایش مستجاب گردد.(یا فرد)(یا دائم)(یا حی)(یا وتر)(یا احد)(یا قوی)(یا قدیم)(یا قادر)
به جهت صفای قلب
بعد از نماز صبح به جهت صفای قلب کلمه(یا نور)را267مرتبه بگویید.
به جهت هر مشکلی که دارید
از حضرت علی (ع) منقول است:هر گاه مشکلی برای من پیش امد این کلمات را بر3پاره کاغذ می نوشتم و در اب روان می انداختم.ان مشکل حل میشد.این کلمات این ها هستند:(هو الحافظ و الکافی وحد).
اگر می خواهید از دشمن به شما صدمه نرسد
در مقابل خصم 21مرتبه بخوانید(الجبار)از خصم به شما صدمه ای نرسد.
جهت محفوظ ماندن اهل خانه از گناه
گوین اگر کسی اسم(الرقیب)را بر در سرائی بنویسد اهل ان سرا از معاصی محفوظ مانند./انشاءالله/
به جهت زیادی نعمت
بعد از نماز صبح به جهت زیادی نعمت کلمه(یا منعم) را211مرتبه بگویید.
هر کسی بخواهد مظلومی را از ظالمی برهاند
از حضرت رضا(ع)منقول است:هر که بخواهد مظلومی را از دست ظالمی برهاند در برابر او بایتد و10مرتبه بگوید(یا رئوف) ان ظالم شفاعت او را قبول کند.
به جهت بر امدن هر حاجت
هر که تا 3شب یک در میان یعنی از 6شب،3شب خوانذه شود در ثلث اخر شب با حضور قلب دست بردارد و هر شب1424مرتبه بگوید(یا باسط)حاجتش روا شود،خصوصا به جهت معیشت و گویند بسیار مجرب است.
قدرت ذکر(یاالله)
حضرت علی (ع)فرمودند:کسی که بخواند 100ایه از قران را از هر جای ان و بعد از ان 7مرتبه بگوید(یا الله)پس اگر نفرین کند بر سنگی هر اینه ان سنگ را از جای خود جدا مینماید.
به جهت پیدا کردن نیرو
هر که این دو اسم الهی را بنویسد و با خود دارد و بر خواندنش مداومت نماید قوت و نیروی او زیاد شود و اگر بنویسد و بر ران خود ببندد از پیاده رفتن وا نماند.(یا قوی و یا قائم)
اگر می خواهید نفستان،مطیع شما گردد
امام رضا(ع) فرمودند:هر که را نفس اماره باشد باید که وقت خواب دست بر سینه نهد و100مرتبه بگوید(یا ممیت)تا خوابش ببرد حق تعالی نفس او را مطیع او گرداند.
 برای حج رفتنحضرت صادق(ع)فرمودند:هر که1000مرتبه در یک مجلس(ماشاءالله)بگوید در همان سال به او حج روزی گردد،اگر در همان سال نشد تاخیر کند خدا در اجل او تا روزی کند حج را بر او.

 
 
خواص آیات

- آیه جهت فرزند خواستن از خداوند مهربان
این آیه را مرتب بخوانید :
(رَبّی لا تَذزْنی فَردا و اَنَّتَ خیر الوارِثین)
برگشت

2-آیه ای دیگر جهت وسعت رزق
هر روز صبح بعد از نماز، دستها را به طرف آسمان بلند کرده به قصد دعا این آیه را ده مرنبه نخوانید .
( رَبَّنا اَنزل عَلیْنا مائِدة مِنَ اسَّماء تَکُوُن لَنا عیداً لاوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ اَنْتَ خَیْرُ الرّازَقینَ . )
برگشت

3- آیه برای که دچار فراموشی نشوید
( رَبَّنا لا تُواخِذنا اِن نَسینا اَوْ اَخْطَانا رَبَّنا وَ لا تَحْمِل عَلَیْنا اِصراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذین مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمَّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنّا و اغْفِرلَنا وَ ارْحَمنا اَنْتَ مَوْلا نا فَانْصرنا عَلَی القَوم الکافِرین .)
برگشت

4-آیه جهت فرزند پسر
گویند هر گاه آیة الکرسی (آیات 225 تا 257 ) سوره بقره را بخواند و به انار شیرین بدمد و پیش از چهارماهگی به حامله دهد فرزندش پسر خواهد شد .
برگشت

 5- آیه جهت بی خوابی طفل
چنانچه طفلی بی خوابی داشته باشد و به خواب نرود بنویسد این آیه را و زیر بالین طفل گذارد
( یَسْئلونَکَ عَنِ الجِبال فَقُل ینَْسِفُها رَبّی نَسفاً فَیَذَرْها قاعاً صَفْصَفاً لا تَراعَوَجاً
بعد بگوید
لا حَوْلَ و لا قُوَّةَ اِلا بِالله العَلّی العَظیم )
برگشت

  6- آیه جهت بچه ای که دیر زبان باز می کند
در کتاب عدةالداعی ابن فهد حلی برای بچه ای که دیر زبان باز کند این آیه را بنویسد وبه او آویزد .
( ما لَکُم لا تَنطقُون اِقْرَا بِاسمِ رَبُکَ الَّذی خَلَقَ خَلَقَ اِلانسان مِنْ عَلَقٍ اِقْرَا وَ رَبُّکَ الاَکْرَمُ الّذی عَلَّمَ بالقَلَم عَلّمَ اِلانسانَ ما لَم یَعْلم اِلا مَن اَذِنَ لَه الرَّحْمنُ و َقالَ صواباً اَنّطَقَکَ الله الّذی اَنْطَقَ کُلَّ شَی ءٍٍ فَفَهّمْناها سُلیْمانَ )
برگشت

 7- آیه به جهت نجات از سختیها
گویند در شدائد و سختیها و در مهمات عظیمه قراتت ( آیه الکرسی ) دوازده مرتبه نافع است و تخلف ندارد .
برگشت

8- آیه ای که انسان را محتاج نخواهد کرد
جهت محتاج نشدن به هیچ چیز ، بعد از هر نماز هفت بار این آیه را بخوانید .
( فَسَیَکْفیکَهُمُ الله وَ هُوَ السّمیعَ العَلیم )  
برگشت

9- آیه جهت عزیز و محترم شدن
گویند هر کس ( آیة الکرسی )( آیات 225 تا 257 ) سوره قره را بنویسید و بر بازوی خود بندد ، به هر جا رود عزیز و محترم باشد .
برگشت

10- آیه جهت بر آمدن هر حاجت
گویند اگر سه بار (آیة الکرسی )( آیات 225 تا 257 ) سوره بقره را بر آب بخواند روی خود را با آن بشوید و دو رکعت نماز بگذارد و در هر رکعت یک مرتبه حمد یک مرتبه آیةالکرسی را بخواند ، هر مرادی داشته باشد حاصل شود .
 ان شاء الله
برگشت

 11-آیه جهت بر آمدن حوائج و پیروزی
گویند هر که در روز چهار شنبه آیه 22 سوره حشر را هفتاد بار بخواند بر اهالی علم و قلم فائق آید و فتوحات از برای او دست دهد و حوائج او بر آورده شود و غنی و مکرم گردد.
ان شاء الله
( هُو الله الَّذی لا اله الا هَو عالِمُ  الْغَیبِ وَ الشَّهادَهِ وَ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ )
برگشت

12- آیه جهت بیدار شدن از خواب
شیخ بهائی در کتاب مفاتیح الفلاح از کتاب کافی شیخ محمد بن یعقوب کلینی نقل کرده که از حضرت صادق علیه السلام روایت نموده هر که وقت خوابیدن آیه آخر سوره کهف را بخواند هر ساعتی که بخواهد بیدار شود و نیت داشته باشد بیدار می شود . شیخ فرموده  که این از اسرار و عجیبه مجربه است که شکی در آنها نیست .
قََُل انّما اَنَا بَشَرٌ مِثلُکُمْ یَوخی الیَّ اِنَّما اِلهُکُمْ اِله واحِدٌ فَمَنْ کاَن یَرْجُوا لِقاءَ رَبَّهِ فَلْیِعْمَلْ عَمَلاً صاِلحاً وَ لا یُشرِکْ بِعِبادَةَ رَبَّهِ احَداً
برگشت

13-آیه جهت بستن زبان دشمن
در کتاب سرّ المکتوم می خهوانیم : بعد از سه روز روزه گرفتن ، آیه زیر را نوشته در میان شیشه قرار داده در زمینی دفن کند زبان دشمنش بسته می شود ، و اگر بخواهد باز کند آیه را بیرون آورد .
یا مَعشَرَ الجِنَّ وَ الاِنس اِنْ اِسْتَطَعْتُم اَنْ تنَفُذُوا مِن اَقْطارِ السَّماواتِ وَ الارضِ فَانفُذُوا لا تَنْفُذُونَ الا بِسُلطانٍ .
برگشت

14-آیه ای به جهت بسته شدن زبان دشمن
بسیار مجرب است ، این آیه را بخواند و بر او بدمد .
اَلیَوم َنَخْتِمُ عَلی اَفْواهِهِمْ وَ تُکَلَّمُنا اَیْدیهِم وَ تَشْهَدُ اَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِِبُونَ ( سوره یس (؟) ، آیه 65)
برگشت

15-آیه جهت فراری دادن دشمن
این آیه را بخواند و بر دشمن بدمد ، ظفر یابد
خَتَم الله عَلی قُلوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی اَبْصارِهِم غِشاوَةٌ
برگشت

16- آیه جهت آشتی نمودن
به جهت آشتی کردن آیه 115سوره انعام را سه بار بخواند و بر روی آن کس دمد البته آشتی کند و عذر خواهد مجرب است .
وَ تَمَّت کَلِمَتُ رَبَّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدّلَ لِکَلِماتِه وَ هُو السَّمیعُ العَلیمُ
برگشت

17- آیه جهت مکانی که جن بسیار دارد
امام جعفر صادق (ع) : چون جایی وارد شوی که هولناک و جن بسیار است دست را بالای سر بگذارد و به آواز بلند بگو :
اَفَغَیْرَ دینِ اللهِ تبَغونَ وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِی السّموات و الارْضِ طَوْعاً وَ کَرْها و الیه تُرْجَعوُنَ
برگشت

18- آیه جهت ترسیدن در شبها
چنانچه این آیه را بخواند ، نخواهید ترسید اگر چه در میان جانوران بایستد و عدد خواندن آیه مبارکه 32 مرتبه است که در حین حرکت بخواند .
اَلا اِنَّ اَوْلیاءَ الله لاَ خَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنوُنَ
برگشت

19- آیه جهت ترس از عقرب
هر گه از عقرب بترسد این آیه را بخواند :
سَلامٌ عَلی نُوح فِی الْعالَمینَ اِنّا کَذالِکَ نَجْزِی المُحسِنینَ اِنَّهُ مِن عِبادِنا المُوْمنینَ .
برگشت

20- آیه جهت نجات از زندان
جهت نجات از زندان و رفع گرفتاری مداومت نماید بر این آیه ، اثر عاجل دارد :
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ اُفُوّضُ اَمْری اِلَی الله اِنَّ الله بَصِیرٌ باِلعِبادِ .
برگشت

21- آیه برای رفع کرم و ملخ از باغات
گویند به جهت رفع کرم و ملخ (آیة الکرسی ) را بنو یسند و بر چهار گوشه باغ فرو برند مفید است .
برگشت

22- آیه ای برای صحّت
هر که آیه 82 از سوره (الاسراء ) را بخواند از هر مرضی صحت یابد .
( وَ نُنَزَّلُ مِنَ القُرانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمةٌ للمُؤمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ الاّ خَساراً)


23- آیه ای به حهت درد سینه و پستان و دل
این آیات نوشته و به آب محو نموده و بخورده و برسینه بندد.
( وَ نُنَزَّلُ مِنَ القُرانِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمةٌ للمُؤمِنینَ وَ لا یَزیدُ الظّالِمینَ الاّ خَساراً)
و همچنین برای صحّت ....
برگشت

 


    

 

 

نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

آیه های اعجاب انگیز از قران کریم



متن زیر منتخبی است از کتاب

چهل نامه کوتاه به همسرم
 
نوشته زنده یاد نادرابراهیمی

هم سفر
 
در این راه طولانی - که ما بی خبریم
 
و چون باد می گذرد
 
بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند
 
خواهش می کنم !  مخواه که یکی شویم ،  مطلقا یکی
 
مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
 
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
 
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
 
یک ساز را،  یک کتاب را،  یک طعم را، یک رنگ را
 
و یک شیوه  نگاه کردن را
 
مخواه که انتخابمان یکی باشد،  سلیقه مان یکی  و رویاهامان یکی
 
هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست
 
و شبیه شدن دال بر کمال نیست  بل  دلیل توقف است
 
عزیز من
 
دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی  رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ،   حجاب برفی قله ی علم کوه ،  رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند
 
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق
یکی کافیست
 
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست
 
من از عشق زمینی حرف می زنم که  ارزش آن در "حضور" است
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری
 
عزیز من
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد
 
بگذار درعین وحدت مستقل باشیم
 
بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم
 
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید
 
بگذار صبورانه و مهرمندانه  درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم
 
اما نخواهیم  که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا  واحدی برساند
 
بحث، باید ما را به  ادراک متقابل برساند نه فنای  متقابل
 
اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست
 
سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست
 
بیا بحث کنیم
 
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم
 
بیا کلنجار برویم
 
اما  سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم
 
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها،  تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی،  شور و حال و زندگی می بخشد
نه  پژمردگی و افسردگی و مرگ ،.......... حفظ  کنیم
 
من و تو حق داریم در برابر هم  قد علم کنیم
 
و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم
 
  عزیز من ! بیا متفاوت باشیم

 

نویسنده : ادریس ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

عزیز من ! بیا متفاوت باشیم


ذهن؛چتری است که تا باز نشود فعال نخواهد شد.

برخورد خوب؛درهایی را می گشاید که بالاترین تحصیلات نیز قادر به گشایش آن نیست.

از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید؛آن قدر عمر نمی کنید که همه آنها را تجربه کنید.

برای رسیدن به هر هدف مهم باید دست از آسایش شست.

بااز دست دادن موفقیت درس عبرتش را از دست ندهید

رهبرکسی است که خواهان پیشرفت مردم تا نقطه ای باشد که حتی از نظر معلومات وتوانایی بر وی پیشی گیرد.

رفتار ومنش هر فرد کتاب مصور افکار وعقاید اوست.

بهترین زمان برای سکوت زمانی است که حس می کنید باید جوابی بدهید.

زمانی که دری بسته می شود همیشه در دیگری گشوده می شود اما گاه چنان طولانی و پشیمان چشم به در بسته می دوزیم که در گشوده شده را نمی بینیم.

خوش بینان در هرخطری فرصتی می بینند و بد بینان درهر فرصتی خطری.

اشتباهات دروازه های اکتشاف هستند.

هنگام خشم اگر صبر پیشه کنید از صدها روز تاسف خوردن رسته اید.

دریای بی تلاطم هیچ گاه دریا نورد ورزیده تربیت نمی کند.

زمانی که همه چیز بر ضد شماست به یاد اورید که هواپیما همواره خلاف جهت باد اوج می گیرد.

مخالفت صا دقانه بهترین نشانه پیشرفت است.

مدیران موفق در حال زندگی می کنند ولی به اینده توجه دارند.

نود نه درصد از ناکامیها به افرادی باز می گردد که عادت به بهانه تراشی دارند.

در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چرا که هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهی شد.

کودکان به انچه می کنید بیش از انچه می گوئید توجه دارند.

عادات بد رختخواب گرم و راحتی هستند که خزیدن به درون ان اسان و خارج شدن از ان دشوار.

شکست فرصتی برای شروع مجدد و هوشمندانه تر است.

درد ورنج اجتناب ناپذیر است ولی بد بختی و بیچارگی انتخابی است .

نگرانی جریان باریکی از ترس است که اندک اندک در ذهن جاری می شود و اگر تقویت شود کانالی می سازد که هر فکر دیگری را خشک می کند.

اعتماد به نفس همیشه حاصل درست عمل کردن نیست بلکه نتیجه نترسیدن از اشتباه است.

چهار چیز برگشت نا پذیرند . جمله خارج شده از دهان . تیر رها شده از کمان. زندگی گذشته وفرصت های از دست رفته.

ترس گرچه خالق نیست اما می تواند از هیچ ؛ چیزی بیافریند.

خدمتی که به خود می کنیم در درونمان می میرد ولی انچه برای دیگران انجام می دهیم فنا نا پذیراست.

ذهن باز هر در بسته ای را می گشاید.

اگر می خواهید دیگران راز شما را فاش نکنند نخست خود حافظ ان با شید.

پیش از انکه دست به اصلاح بز نید مطمئن شوید که مسائل را درست شنا خته اید.

غصه خوردن بر نداشته ها هدر دادن داشته هاست.

انچه با خشم اغاز می شود با شرم پایان می پذیرد.

خنده بهترین راه رهایی از ترس و تنش است.

با تضعیف قدرتمند نمی توان به ضعیف قدرت بخشید.

انسان برکه ای است که بدون تغییر مداوم مرداب خواهد شد.

اجازه ندهید نا امید ی های دیروز بر ارزوهای فردای شما سایه افکنند.

زندگی یک بازتاب است هر چه بفرستید همان بر می گردد.

انچه را که نمی توان تغییر داد باید تحمل کرد.

ترس هایتان را برای خود نگهدارید ولی شجاعت تان را با دیگران تقسیم کنید.

از شکست درس عبرت بگیرید مغلوب ان نشوید.

نفرت اسیدی است که بیشتر به ظرف خود صدمه می زند تا جایی که بر ان می ریزید.

گرسنه هیچ وقت نان را بیات نمی بیند.

مشکلی که با پول حل شود مشکل نیست هزینه است.

گرمای یک دوست در کنار شما می تواند به مراتب بیشتر از یک کت گرانقیمت با شد.

درارزوی کاری مطابق با توانتان نباشید توانی مطابق با کارهایتان ارزو کنید.

کسی که به خاطر شما دروغ می گوید به شما نیز دروغ خواهد گفت.

کسی که نمی خواهد با خار سرو کار پیدا کند به دنبال گل نمی رود.

سریع فکر کنید ولی اهسته سخن بگو ئید.

هنگامی که خود را در مشکل  غرق می کنید احتمال یافتن راه حل بسیار ضعیف می شود.

سه چیز روح شما را محدود می کند منفی بافی . پیش داوری. و عدم تعادل.

مشکلات فرصت هایی هستند در لباس کار و تلاش.

تنها مقصود ما در زندگی عشق ورزیدن به یکدیگر است اگر از عهده این مهم بر نمی اییم حداقل بکوشیم تا یکدیکر را نیازاریم.

 

 

نویسنده : ادریس ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

جملات ماندگار


رژیم پانزده روزه سلامتی

مربای هویج + یک لیوان شیربادام

صبحانه

روز اول

سالاد مخصوص

ناهار

30 گرم مغز بادام خام + 10 عدد انجیر خشک + یک عدد میوه فصل

شام

مربای سیب + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز دوم

حلیم جوانه گندم + یک عدد میوه فصل

ناهار

5 قاشق غذاخوری کنجد خام با پوست + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

شام

مربای موز + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز سوم

خوراک مخلوط + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

ناهار

10 عدد بادام هندی + 10 عدد انجیر خشک + یک عدد میوه فصل

شام

مربای خیار بوته ای + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز چهارم

سوپ کرفس + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

ناهار

حلوای مخصوص + یک عدد خیار بوته ای

شام

مربای به + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز پنجم

دلمه فلفل سبز همراه با گوجه فرنگی + 5 عدد انجیر + یک عدد میوه فصل

ناهار

50 گرم نارگیل + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

شام

50 گرم جوانه گندم + یک قاشق عسل + 10 عدد مغز بادام + یک عدد میوه فصل

صبحانه

روز ششم

حلیم جوانه گندم+ یک عدد میوه فصل

ناهار

40 گرم مغز بادام خام + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

شام

مربای هویج + یک لیوان شیربادام

صبحانه

روز هفتم

دلمه فلفل سبز همراه گوجه فرنگی + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

ناهار

5 قاشق غذاخوری کنجد خام با پوست + 5 عدد انجیر خشک + یک عدد میوه فصل

شام

مربای سیب + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز هشتم

سوپ کرفس + 5 عدد خرما+ یک عدد میوه فصل

ناهار

30 گرم مغز بادام خام+یک قاشق غذاخوری عسل+ یک میوه فصل

شام

مربای موز + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز نهم

سالاد مخصوص

ناهار

میوه فصل حدود 500 گرم

شام

مربای خیار + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز دهم

حلیم جوانه گندم + یک عدد میوه فصل

ناهار

30 گرم مغز بادام خام +10 عدد انجیر + یک عدد میوه فصل

شام

جوانه گندم 50 گرم +10 عدد مغز بادام خام + یک قاشق مرباخوری عسل + یک عدد میوه فصل

صبحانه

روز یازدهم

سالاد مخصوص

ناهار

حلوای مخصوص +خیار بوته ای

شام

مربای توت فرنگی + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز دوازدهم

سالاد مخصوص

ناهار

بادام زمینی 50 گرم + یک عدد میوه فصل

شام

مربای گیلاس + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز سیزدهم

سالاد مخصوص

ناهار

300 گرم انگور یا میوه فصل

شام

مربای زرد آلو + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز چهاردهم

خوراک مخلوط + 5 عدد خرما + یک عدد میوه فصل

ناهار

10 عدد بادام هندی + 5 عدد انجیر خشک + یک عدد میوه فصل

شام

مربای آلبالو + یک لیوان شیر بادام

صبحانه

روز پانزدهم

حلیم جوانه گندم +یک عدد میوه فصل

ناهار

40 گرم چهار مغز (بادام،گردو،فندق،پسته) + 10 عدد انجیر + یک عدد میوه فصل

شام

توجه: در ارتباط با غذاهای این رژیم پانزده روزه که همه از مواد خام تشکیل شده، توجه به این نکات لازم است:

  1. بین وعده های غذا می توانید از میوه جات استفاده کنید.
  2. در صورت در دسترس نبودن میوه جات ذکر شده، می توان از سایر میوه جات استفاده نمایید.
  3. می توانید جای وعده های غذا را با یکدیگر عوض کنید.
  4. برای داشتن نشاط بیشتر، می توانید یک تا دو لیوان مخلوط آب سیب با لیمو ترش تازه و یک قاشق مرباخوری عسل و یا مخلوط آب سیب و آب ساقه  کرفس میل کنید.
  5. در طول این رژیم، از نرمش و رژیم مناسب حال خود استفاده کنید.
  6. غذا را کاملا بجوید و کمی قبل از سیر شدن دست از غذا بردارید.
برای رفع گرسنگی، غذا را بیشتر بجوید.

منبع : موسسه پژوهش طب قرآنی و مائده طلائی

نویسنده : ادریس ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

رژیم پانزده روزه سلامتی


در اینجا توضیحات مختصری از آثار باستانی و مکان های تاریخی چند کشور را برای شما آماده کردم.
  • تخت جمشید یا پرسپولیس:

در نزدیکی شیراز قراز دارد از شگفت انگیز ترین آثار تاریخی جهان می باشد. این آثار در زمان سلطنت هخامنشیان قصر پادشاهی آنان بود که به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد.

  • مسجد امام اصفهان:

در زمان شاه عباس در سال 1020 هجری قمری ساخته شد. معمار آن استاد علی اکبر اصفهانی بوده و خطاطی آن را استاد علیرضا عباسی انجام داده است. کاشی کاری این مسجد در جهان بی نظیر و یکی از معتبر ترین آثار معماری و هنری ثبت شده در یونسکو است.

  • مسجد کبود تبریز

به دستور دختر جهانشاه آق قویونلو ساخته شده از معماری معتبر اسلامی است، بنای آن در سال 1265 هجری قمری تکمیل گردید.

  • آتشکده زردشتیان در نقش رستم

از زیبا ترین و معظم ترین آتشکده هایی است که از زمان باستان باقی مانده است.

  • ایوان مدائن

طاق کسری از آثاری است که از زمان خسرو اول به جا مانده است بقایای آن در نزدیکی شهر بغداد قرار دارد.

  • مسجد اقصی(قدس)

این مسجد بسیار قدیمی است قبله نخست مسلمین بوده قبله گاه مسیحیان و یهودیان جهان است به وسیله حضرت سلیمان در بیت المقدس (اورشلیم) بنا شده است.

  • تاج محل

قبر مرمرین همسر شاه جهان که شاهکار معماری و یکی از کارهای برزگ بشری در هندوستان است.

  • بوده گایا

گهواره بودائیسم  جایی است که بودا مدت هفت شبانه روز زیر درختی ریاضت کشیده تا اینکه به حقیقت دست یافته است. در معبدی که در این محل قرار دارد مجسمه طلایی با شکوهی از بودا دیده می شود.

  • گاو مقدس در کوه جاموندی-هند

مجسمه این گاو که با سنگ سیاه رنگ ساخته شده بر سر کوه پر درختی در نزدیکی میسور در جنوب هند واقع است و سالانه میلیون ها مسافر به دیدن آن می روند.

  • تالار جن ها

پانصد مجسمه نشسته در تالار عجیبی در شهر کانتون چین وجود دارد که معتقدند مجسمه شاگردان بودا می باشند.

  • دیوار بزرگ چین

دیوار بزرگ چین که در سال 294 قبل از میلاد ساخته شده است طولش 1872 کیلومتر می باشد. برای ساختن این دیوار مجبور شدند سی و چهار شهر در مسیر آن بسازند این دیوار به منظور جلوگیری از هجوم وحشیان ساخته شده است و در روی لبه آن به فواصل مختلف پاسگاه هایی بنا شده که نگهبانان در آن پاسگاه کشیک می دادند. آجر مصرفی آن به وسیله ده هزار کارگر در همان محل ساخته می شد و سنگ های عظیم را به سبک مصری از فواصل بعید بدان جا می آوردند حتی در پاره ای موارد خاک رس هم از نقاط دور بدان جا حمل می شد.

  • شهر ممنوع الورود لهاسا

این شهر در تبت (غرب چین) واقع شده استو حدود 3550 متر از سطح دریا ارتفاع دارد مرکز مذهبی بودائیان چین است قصر زیبایی بنام پوتالا دارد که در قرن هفدهم میلادی ساخته شده است.

  • ناقوس بزرگ کیوتو(ژاپن)

این ناقوس 63 تن وزن و 4.20 متر ارتفاع دارد و 2.70 متر قطر دارد. ضخامت آن 22.5 سانتی متر است.در سال 1614 میلادی به دستور هیدرویوشی سردار نظامی ژاپن ساخته شده و در معبد «چیون این» نگهداری می شود و بزرگترین ناقوس جهان است.

  • برج پیزا

نزدیک به 54 متر ارتفاع دارد در شهر پیزای ایتالیا ساخته شدده کلیسای معروف پیزا نیز در کنار این برج واقع است. این برج بر اثر زمین لرزه کج شده است و از آثار با عظمت رومانسک به شمار می رود.

  • برج ایفل

بر ایفل در کنار رود سن در پاریس ارتفاع این برج 300 متر است و توسط مهندس ایفل تماما از فلز ساخته شده است.

  • کلیسای سن پیترز

در رم در مجاورت واتیکان که نزدیک به 300 هزار متر مربع وسعت دارد و حجاری ها و مجسمه های بالای سقف آن اثر میکل آنژ هنرمند مشهور ایتالیایی است که بزرگترین کلیسای جهان است.

  • پل دروازه طلائی سانفراسیسکو

این پل که 1400 متر طول آن است به وسیله کابل نگهداری شده است که قطر کابل های آن به اندازه قطر پل بروکلین نیویورک است.

نویسنده : ادریس ; ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

توضیحاتی کوتاه از چند مکان تاریخی دنیا


شکرگذار نعمات الهی باشید.

بازی کنید.

نیایش کنید.

با دوستی رازدار؛ درد دل کنید.

سکوت کنید و با صدای ملایم صحبت کنید.

اشک بریزید.

باغبانی کنید.

پاکیزه باشید.

به صدای آواز پرندگان گوش بسپارید.

نظم را رعایت کنید.

طلوع و غروب خورشید را تماشا کنید.

صادق و راز نگهدار باشید.

گلها را ببویید.

به کسانی که دوستشان دارید ابراز علاقه کنید.

به دامان طبیعت بروید.

همه کائنات را دوست بدارید.

ساعت مچی را رها کنید.

به خود و دیگران احترام بگذارید.

شقیقه‌هایتان را ماساژ دهید.

مودب و مهربان باشید.

موهای خود را شانه بزنید.

به قولهایتان عمل کنید.

موسیقی مورد علاقه خود را گوش دهید.

مشکلات و تشویق های خود را بنویسید.

13لبخند بزنید.

لیستی از موفقیتهایی که تا کنون کسب کرده‌اید فراهم کنید.

14نفس عمیق بکشید.

مثبت اندیش باشید.

15هر روز استحمام کنید.

خود و دیگران را ببخشید.

16شیر بخورید.

گذشته را رها کنید و در اکنون جاودانه زندگی کنید.

17ظرفی پر از میوه را تماشا کنید.

بخشش کنید.

18هر روز 8 لیوان آب بنوشید.

برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی کنید.

19تغذیه مناسب داشته باشید.

اهداف خود را تعیین کنید.

به میزان کافی استراحت کنید.

به خدا ایمان داشته باشید

نویسنده : ادریس ; ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

40 راه رسیدن به آرامش


در این بخش  از وبلاگ در نظر دارم اشعار زیبای مولانا در دیوان مثنوی و معنوی را برای شما بازدید کننده عزیز آماده کنم .

دفتر اول مثنوی

  1. نی نامه
  2. حکایت عاشق شدن پادشاه بر کنیزک و بیمار شدن کنیزک و تدبیر در صحت او
  3. ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجه‏ى کنیزک و روى آوردن، پادشاه به درگاه خدا و در خواب دیدن او ولى را
  4. از خداوند ولى التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهاى بى ‏ادبى
  5. ملاقات پادشاه با آن ولى که در خوابش نمودند
  6. بردن پادشاه آن طبیب را بر سر بیمار تا حال او را ببیند
  7. خلوت طلبیدن آن ولى از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
  8. دریافتن آن ولى رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
  9. فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر
  10. بیان آن که کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهى بود نه به هواى نفس و تامل فاسد
  11. حکایت بقال و طوطى و روغن ریختن طوطى در دکان
  12. داستان آن پادشاه جهود که نصرانیان را مى‏کشت از بهر تعصب
  13. آموختن وزیر مکر پادشاه را
  14. تلبیس وزیر با نصارا
  15. قبول کردن نصارا مکر وزیر را
  16. متابعت نصارا وزیر را
  17. قصه‏ ى دیدن خلیفه لیلى را
  18. بیان حسد وزیر
  19. فهم کردن حاذقان نصارا مکر وزیر را
  20. پیغام شاه پنهان با وزیر
  21. بیان دوازده سبط از نصارا
  22. تخلیط وزیر در احکام انجیل
  23. بیان آن که این اختلافات در صورت روش است نه در حقیقت راه‏
  24. بیان خسارت وزیر در این مکر
  25. مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
  26. دفع گفتن وزیر مریدان را
  27. مکرر کردن مریدان که خلوت را بشکن‏
  28. جواب گفتن وزیر که خلوت را نمى شکنم‏
  29. اعتراض مریدان در خلوت وزیر
  30. نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت
  31. ولى عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جدا جدا
  32. کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
  33. طلب کردن امت عیسى علیه السلام از امرا که ولى عهد از شما کدام است
  34. منازعت امرا در ولیعهدى
  35. تعظیم نعت مصطفى علیه السلام که مذکور بود در انجیل
  36. حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسى سعى نمود
  37. آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوى آتش که هر که این بت را سجود کند از آتش برست
  38. به سخن آمدن طفل در میان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن به آتش
  39. کج ماندن دهان آن مرد که نام محمد را علیه السلام به تسخر خواند
  40. عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود
  41. قصه‏ ى باد که در عهد هود علیه السلام قوم عاد را هلاک کرد
  42. طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول نکردن نصیحت خاصان خویش
  43. بیان توکل و ترک جهد گفتن نخجیران به شیر
  44. جواب گفتن شیر نخجیران را و فایده‏ى جهد گفتن
  45. ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر جهد و اکتساب
  46. ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکل و تسلیم
  47. ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر اجتهاد
  48. باز ترجیح ‏نهادن شیر جهد را بر توکل
  49. باز ترجیح نهادن نخجیران توکل را بر جهد
  50. نگریستن عزراییل بر مردى و گریختن آن مرد در سراى سلیمان و تقریر ترجیح توکل بر جهد و قلت فایده‏ى جهد
  51. باز ترجیح‏ نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن‏
  52. مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل
  53. انکار کردن نخجیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر
  54. جواب گفتن خرگوش نخجیران را
  55. اعتراض نخجیران بر سخن خرگوش
  56. جواب خرگوش نخجیران را
نویسنده : ادریس ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٠

مثنوی و معنوی مولانا


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
تگ ها:

بک گراند برای وب


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
تگ ها:

بک گراند برای وب


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

بک گراند برای وب


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
تگ ها: background for web

background for web


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

پس زمینه های صفحات وب


 

فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

بهترین بک گراند های صفحات وب


 

فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

بک گراند های کوچک


 

فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

طرح های بک گراند


 

فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

بک گراند برای صفحات وب


فروش کارت شارژ

مجموعه ای بی نظیر از بک گراند ها برای استفاده در صفحات وب ، این عکس ها  بصورت تکرار در صفحات استفاده می شوند.

بعدی
بک گراند
قبلی
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند  بک گراند 
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

مجموعه 200 عکس برای استفاده در بک گراند صفحات وب


Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons Buttons
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤

مجموعه 107 عکس از Buttons ( دکمه ها ) در سایز 88x31


والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر والپیپر
نویسنده : ادریس ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
تگ ها: والپیپر

29 والپیپر زیبا


عکس های بسیار زیبا و دیدنی از جوجه اردک ، والپیپر های بسیار زیبا

فروش کارت شارژ

جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک
جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک جوجه اردک
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱۳
تگ ها: جوجه اردک

10 عکس فوق العاده زیبا از جوجه اردک


فروش کارت شارژ

 عکس های بسیار زیبا و متنوع از حیوانات
 عکس های بسیار زیبای سه بعدی
 عکس های هنری بسیار زیبا
 20 عکس از وسایل هنر
 تصاویر بسیار زیبا از پاییز
 طرح های نقاشی برای معرق کاری
 عکس های بسیار زیبا از کودکان
 43 نقاشی سیاه و سفید از کودکان
 35 عکس زیبا از پرندگان گوناگون
 36 عکس از طرح های خیابانی
 16 کاریکاتور از شخصیت های مختلف
 تصاویـری زیبـا از طبیـعت ناحیـه سیبـری
 95 طرح زیبای ایرانی برای معرق
 عکس های عاشقانه کارتونی
 مطالبی در رابطه با جن  عکس از جن
 والپیپر های زیبای بچه گربه
 والپیپرهای  با موضوع توله سگ
 8 عکس زیبا از قورباغه
 12 والپیپر زیبا با  موضوع عشق
 10 والپیپر زیبا با موضوع کامیون
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱۳
تگ ها: مجموعه عکس

مجموعه ی بی نظیر عکس ها و تصاویر


تصاویر بسیار زیبا و دیدنی از طبیعت زمین ، طبیعتی که خداوند با قدرت بیکران خود آفریده و به نمایش گذاشته

فروش کارت شارژ

طبیعت طبیعت طبیعت طبیعت طبیعت
طبیعت طبیعت طبیعت طبیعت طبیعت
نویسنده : ادریس ; ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱۳

10 تصویر زیبا از طبیعت


عکس کامیون ، والپیپر با موضوع کامیون ، طبیعت و کامیون

فروش کارت شارژ

کامیون کامیون کامیون کامیون کامیون
کامیون کامیون کامیون کامیون کامیون
نویسنده : ادریس ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٢

10 والپیپر زیبا با موضوع کامیون


برای دیدن والپیپر های عشق بر روی عکس بند انگشتی دلخواه کلیک کنید.

فروش کارت شارژ

والپیپر عشق      
       
       
نویسنده : ادریس ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱۱

12 والپیپر زیبا با موضوع عشق


عکس های هنری و زیبا از قورباغه ها

قورباغه قورباغه قورباغه قورباغه
قورباغه قورباغه قورباغه قورباغه
نویسنده : ادریس ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱٠

8 عکس زیبا از قورباغه


عکس های بسیار زیبا از توله سگ ها ، والپیپر با موضوع توله سگ ، 20 عکس

عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ
عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ
عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ
عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ عکس توله سگ
نویسنده : ادریس ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩
تگ ها: توله سگ

والپیپرهای با موضوع توله سگ


عکس های بسیار زیبا و دیدنی از بچه گربه ها والپیپر های با موضوع بچه گربه والپیپر در سایز   1920x1200

 

بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه بچه گربه
نویسنده : ادریس ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

والپیپر های زیبای بچه گربه


 

ماهیت جن

جن دارای حرکات بسیار سریع می‌باشد و به همین دلیل قبلاً می‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیه‌السلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی می‌کردند.

 همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه می‌باشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ( حدود دو هزار سال عمر میکنند ) ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص می‌باشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات می‌توانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه می‌تواند به هر شکلی که می‌خواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمی‌شود.

 طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل می‌کند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا می‌باشد. انسان و جن می‌توانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد. بطور معمول جن انسان را می‌بیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمی‌باشد.


جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جن‌ها نیز مبعوث شدند و در بین جن‌ها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جن به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در یک گروه اهل تشیع  قرار می‌گیرند. رهبر جن‌های شیعه«سعفر ابن زعفر» می‌باشد و لوحی مزیّن به جملة مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیه‌السلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام حسین(علیه‌السلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند.

 در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد می‌کنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد می‌فرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را می‌پرستند، علّامه طباطبائی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) می‌فرمایند:«مشرکان سه دسته می‌شوند، اول آنهاییکه جن می‌پرستند، دوم آنهاییکه ملائکه می‌پرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش می‌کنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است.به (روایتی) ابلیس دوازده هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجه‌ای رسید که مرتبة استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان می‌باشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جن‌تمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمی‌دانند. 

تسخیر جن کاری خطرناک میباشد .  اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمی‌تواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و خدماتی که ارائه می‌کند، چیزهایی از انسان می‌گیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب می‌زند و یا آزار و اذیّت می‌رساند، پس بهتر است جن را بهانه‌ای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.


جن در قرآن و احادیث 

 

در میان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد، عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبیعت جستجو می کنند. اگرچه میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق و اساسی است، ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبیعه را انکار کنند. آنهایی که خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غیر از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبیثه و یا ارواح شریر و یا شیطان یاد می کنند، برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند، مادیون هم که اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، این موجودات را همان انسانهای اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان و میمون حیران مانده و به شکل و شمایل غریب درآمده اند و یا حتی برخی از آنان معتقدند که اینان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صریح قرآن، موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند: ۱ـ جمادات ۲ـ نباتات ۳ـ حیوانات؛ که یا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعورند مانند حیوانات و باز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که، ۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است. ۲ـ هفتاد و دومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است. ۳ـ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد. ۴ـ به وسیله بسیاری از انسانها رویت شده اند. به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
 سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آیه ۱۷)
 برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است. (سوره انعام، آیه ۱۷)
 بگو اگر جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن را بیاورند، نمی توانند، هر چند که یکدیگر را یاری دهند. (سوره اسرا، آیه ۸۸)
 سخن پروردگارت بر تو مقرر شد که جهنم را ازجن و انس انباشته می کنیم. (سوره هود، آیه ۱۱۹)
 ای گروه جنیان و آدمیان، اگر می توانید که از قطر آسمان و زمین بگذرید، بیرون روید ولی بیرون نتوانیدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آیه ۳۳)

 مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است: «در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)

 از حضرت امام صادق (ع) روایت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسید که بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام کرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و کلامش شبیه جن است». سپس به او فرمود: کیستی؟ عرض کرد: من هام، پسر هیم، فرزند لاتیس، پسر ابلیس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)

 بانو حکیمه دختر امام کاظم (ع) گوید: «برادرم امام رضا (ع) را دیدم که جلو در اتاقی با کسی صحبت می کرد در حالی که تنها بود، عرض کردم: با چه کسی سخن می گویید؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چیزهایی شکایت کند» (اصول کافی ص ۳۹۵) علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرینی که یکی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرین در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور یافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف دیگر را به دستهای خود گرفت. این چادر به فاصله دو وجب از زمین فاصله داشت. در این حال جنیان را حاضر کرد، صدای غلغله و همهمه شدیدی از زیر چادر برخاست. چادر به شدت تکان می خورد چنان که نزدیک بود از دست ما خارج شود. من محکم نگه داشته بودم، آدمکهایی به قامت دو وجب در زیرچادر بودند و بسیار ازدحام کرده و تکان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با کمال فراست متوجه بودم این صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجایی، تهرانی جن و شیطان ص ۴۷)

اینها شمه ای بود از آیات قرآن کریم و احادیث و روایات که هر گونه شک و شبهه ای را در وجود واقعیت جن به یقین تبدیل می سازد.

جن چگونه موجودی است؟


به واقع جن چگونه موجودی است و آیا می توان توسط علوم پیشرفته امروزی آن را اثبات کرد؟جن در لغت به معنای مستور و پوشیده است،همان طور که بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنین» گویند و جنت اشاره به باغی است که درختان آن مانع از به چشم آمدن زمینش می گردد. و شاید علت شک و تردید در وجود جن نیز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشری است، که علت آن در ذات خلقتش نهفته است. قرآن کریم خلقت جن را چنین بیان می دارد:
 و جان (که در بعضی از متون اسلامی آمده است، جان پدر جن است همان طور که آدم، پدر انسان) را پیشتر، از آتش زهرآگین آفریدیم. (سوره حجر، آیه ۲۷)
 خدا انسان را از گل خشک شده ای چون خاک سفال آفرید و جنیان را از شعله ای بی دود. (سوره الرحمان، آیه ۱۴ و ۱۵)
 مرا از آتش خلق کردی و او (انسان) را از گل آفریدی.

از این آیات در می یابیم که جن، آتش است و انسان از جنس خاک، و این چنین دریافت می شود که جنیان قبل از انسان خلق شده اند، و از آن جایی که هر دو از ماده آفریده شده اند پس مادی هستند، ولی دو تفاوت اساسی آنها را از سایر موجودات متمایز می سازد:
۱ـ می توانند خود را به هر شکل و قیافه ای درآورند (آکام المرجان) (به استثنای پیامبران و ائمه معصوم و بنا به برخی روایات حتی احدی از شیعیان).

۲ـ از چشم موجودات دیگر پنهانند. ملاصدرا پنهان و آشکار شدن جن را با هوا قیاس می کند و این طور عنوان می دارد: «بدن های لطیف آنها در الطاف و نرمی متوسط بوده و از این رو آماده جدایی و یا گردآمدن هستند، چون گرد هم آیند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده می گردند و چون جدا گردند قوامشان نازک و جسمشان لطیف می شود و از دیده پنهان می مانند، مانند هوا که وقتی ذراتش گرد هم می آیند غلیظ می شود و به صورت ابر درمی آید و وقتی ذرات از هم جدا می شوند لطیف شده و دیده نمی شوند.» (ملاصدرا، مفاتیح الغیب)

همین ذات وجودی جنیان به آنها این امکان را می دهد که خود را به هر شکلی و با هر حجمی درآورند، چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقی بزرگ. آنها به واسطه همین ویژگی، بعد زمان برایشان معنا ندارد، و مسافتی را که بشر مدتها باید آن را طی کند، در لحظه ای می پیمایند و اعمالی را که از توان انسان خارج است آنها به راحتی قادر به انجامش هستند. عمده ترین علت شک و تردید در وجود آنان هم همین پنهان بودن از چشم انسانهاست، که البته از نظر علمی هم توجیه پذیر است. چرا که در جهان هستی چیزهای زیادی وجود دارد که به چشم ما قابل رویت نیستند ولی قدرتشان از نظر جسمی از انسان به مراتب بیشتر است، مثل الکترونها، امواج الکتریسیته، نورهای ماورای بنفش، اشعه ایکس، باکتریها و ویروسها، آمیب ها، جانداران تک سلولی و از همه مهمتر ذات اقدس الهی که دیده نمی شود ولی کدام عقل سلیمی می تواند آن را انکار کند؟ بنابراین صرف این که با حواس خود قادر نیستم آنان را درک کنیم، دلیل بر نبودن آنها نیست.

مکان جنیان 
   

    از آنجایی که نوع خلقت جنیان با انسانها و حیوانات متفاوت است، واضح است که مکان زندگی آنها نیز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مکانها کجاست. در بین عوام شایع است که زیرزمینها، جاهای تاریک و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جایگاه جنیان است. اما بررسی ها حاکی از آن است که قطعا آنها در جایی زندگی می‌کنند که از انسانها به دور باشند. در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده که: «در وادی شقره (بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان، زیرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشیعه، ص ۴۵۲) قابل ذکر است یکی از معروفترین مساجد مکه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مکه محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان در آن مسجد رفته و دو رکعت نماز به جا آورند.

                      


تولید مثل جنیان


    آنچه مسلم است این است که بنابر ذات وجودی جنیان آنها نیز مانند انسان دارای غریزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آمیزش جنس مونث و مذکر است، اما این سوال که آیا آنها هم مانند انسانها و یا سایر جانداران با عمل لقاح
    و تشکیل نطفه تولد می‌یابند، چیزی نیست که از کلام خداوند بتوان استنباط کرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) می‌باشد». (جن و شیطان ص ۵۷)
    روایتی است از بخشی از وصیت حضرت رسول (ص) به امیرالمومنین (ع) که فرمود: «ای علی، در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن و... همانا جنیان در این سه شب به پیش زنان خویش (برای مقاربت) می‌روند». (وسائل الشیعه، ص ۹۱) و در آیه ای برای وصف حوریان بهشتی آمده است: «حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آیه ۵۶ و ۷۴)


خواب جنیان


    «الله خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست. زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را در برمی گیرد و نه خواب سنگین». (سوره بقره، آیه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روایت است که می‌فرمایند: «به غیر از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (میزان الحکمه، ص ۲۵) و حدیثی است از رسول خدا(ص) که می‌فرمایند: «خواب به چهار گونه است، پیامبران به پشت می‌خوابند، مومنین به دست راست، کافرین و منافقین به دست چپ و شیاطین به رو می‌خوابند». (شیخ حر عاملی، ص ۱۰۶۷) آنچه از این مطالب می‌توان دریافت این است که به غیر از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.

مرگ جنیان 


  جنیان نیز مانند هر جانداری همان طور که دارای حیات هستند مرگ هم شامل حالشان می‌شود. چنان که در قرآن کریم آمده: «و بر آنها (خطا کاران) نیز همانند پیشینیانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آیه ۲۵) «به میان امتهایی که پیش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شوید». (سوره اعراف، آیه ۳۸) از این آیات چنین برمی آید که نه تنها آنها هم مانند
    انسان مرگ دارند، بلکه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نیستند

تکالیف جنیان در مقابل ذات پروردگار


    همان طور که در مباحث قبل گفتیم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند که بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرینش آنها نیز عبادت پروردگار است. چنان که در قرآن کریم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام». (سوره ذاریات، آیه ۵۶) ناصر خسرو نیز این طور می‌سراید: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قیامت امتش هر نوع و جنس جن نیز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانین دینی مکلف است، چگونگی عبادت و اجرای احکام در میان آنها، مشخص نیست ولی آنچه مسلم است، این است که پیامبرانی که برای هدایت مخلوق برگزیده شده اند، جنیان را نیز هدایتگرند. چنان که علامه طباطبایی (ره) فرمودند: «اتفاقا در این باره از خود جنیان هم سوال شده که آیا پیغمبر شما از جنس خود شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پیامبران ما انسانند و اینک ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ایمان آورده ایم و او را آخرین پیامبر می‌دانیم». (جن و شیطان)

 از بسیاری از آیات، روایات و احادیث نیز این طوراستنباط می‌شود که بعضی از جنیان کافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها  یهودی بوده اند که بعد از اسلام به پیشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته می‌شود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان که اسلام آورده اند در جست  و جوی راه راست بوده اند، اما آنان که از حق دورند هیزم جهنم خواهند بود و اگر بر طریق راست پایداری کنند، از آبی فراوان سیرابشان کنیم». (سوره جن، آیه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آیه این چنین برمی آید که جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی کافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نیز نیکوکار و صالح بوده و دارای عقاید مختلف و ادیان مختلف هستند.

 در سوره احقاف آمده است که: «حضرت رسول (ص) پس از آن که از مکه به طایف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت کند، کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسید که آن را «وادی جن» می‌گفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آیات الهی مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنیان صدای صوت آن حضرت را شنیدند، پس از آن که رسول اکرم (ص) از تلاوت فراغت یافت، جنیان به سوی قوم برگشتند و این طور مشاهدات خود را بازگو کردند: «ای قوم، کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و تصدیق کننده مطالب آن است و به حق و راستی هدایت می‌کند». (سوره احقاف، آیه ۲۹ و ۳۰) و روایت است که حتی برخی از جنیان از گروه شیعیان می‌باشند از آن جمله روایتی است که از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفیابی به  حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند که عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی شناختم و غریب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفیابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم، فدایت شوم، الان زمان حکومت بنی امیه است و شمشیرهای آنها خونریز می‌باشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اینان گروهی از شیعیان، از طایفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دینی خود سئوال کنند». (جن و شیطان، ص ۶۵)


ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟ 


    مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاریهای غارها نشان می‌دهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است. موجوداتی که ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در آنها ایجاد می‌کرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبیله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنان که امروز هنوز در افریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات و یا دفع آنان صورت می‌گیرد. به عنوان مثال در آیین مسیحیت، جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن می‌کنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ می‌کند. البته تقریبا به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر می‌نامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکرسنتی وقتی در خیابان راه می‌روند دستهای خود را تکان می‌دهند تا از ارواح شریر دور بمانند و یا در روز معینی از سال مراسمی برپا می‌کنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباسی شبیه به لباس اتاق عمل می‌پوشند، بوقی در دست می‌گیرند و در آن می‌دمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.


    در کتاب «ارتباط با ارواح» این طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عامیانه «جن زدگی» می‌گویند که در واقع به همان مفهوم افسون و تسخیر است. ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم؛ اول این که، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که برطبق روایتی عامیانه معمولا برای ایجاد شر خلق گشته اند، و همواره محکوم به بدی کردن می‌باشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود، مشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و
    تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم این که اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدین معنی به کار می‌رود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح متصرف شود. یعنی در واقع دو نوع سکونت در قالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمنی و آزار، بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه آن برای ما قابل قبول نیست»..


    آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه «جن» در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموما آن را شیطان و یا ارواح شریر می‌نامند. در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان، جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.


    اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب «سیمای جن»این طور می‌نویسد: «سالها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند. در جلسه دیگر یکی از آن دو درخواست کرد که میز (مقصود میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای میز راتکان می‌دهند تا روی حرف مورد نظر بایستد) را بگردانند، این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان (ع) می‌دانست و با آن اسما جنیان را مسخر کرده بود، قسم داده و پرسیده بود: شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا کرده در نهایت این جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمردیان نیز در کتاب «شیطان کیست» می‌گوید: «مدتهاست (ارتباط گیرندگان با روح) با وسیله های گوناگون با جن تماس می‌گیرند... البته جن خود را به آنها با نام روح یکی از افراد معرفی می‌کند و آنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.»


    آیا جن علم غیب دارد


    قابلیت های موجود در جن که ناشی از نوع خلقتش می‌باشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت کردن و غیره) این تصور را در ذهن انسانها ایجاد می‌کند که این موجودات از عالم غیب آگاهند. البته بسیاری از ارتباط برقرارکنندگان آگاهانه به قصد سوؤ استفاده و فریب مردم و یا ناآگاهانه به این باورها دامن زده اند، ولی حقیقت آن است که تنها خداوند است که آگاه به غیب می‌باشد و لاغیر، چنان چه می‌فرماید: «خداوند دانای غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد، مگر بر آن پیامبری که از اوخشنود باشد». و البته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح که ما آن را احضار جن می‌دانیم، جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندکه آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست، زیرا جنها از آنجایی که به راحتی می‌توانند طی طریق کنند، می‌توانند از همنوعان خود که در جریان ماجرا قرار دارند پاسخ را جویان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و یا از امکانات دیگری استفاده کنند که ما از آن بی خبریم. به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص که از طرف خداوند این توانایی برایشان ممکن می‌شود.


سوال و جواب درباره جن

۱:فضیلت سوره جن:در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است؟هرکس بسیار سوره جن را بخواند هرگز در دنیا چشم زخم جن و جادو و سحر و مکر آنها به او نمی رسد.

در آخرت با حضرت محمد(ص) و اهل بیت او محشور باشد و به عدد هر جن و شیطانی بنده آزاد کرده و هر جا این سوره خوانده شود اجنه از آنجا فرار کنند و اگر صاحب غمی آن را بخواند اندوه او بر طرف گردد.

۲:آیا ابلیس از سفیهان جن است؟ آیه چهارم سوره جن از زبان مومنان جن می گوید((ما اکنون اعتراف می کنیم که سفیهان ما سخن ناروا و دور از حق درباره خدا می گفتند)).سفیه در اینجا اشاره به ابلیس است که بعد از مخالفت فرمان خدا نسبتهای ناروائی به ساحت مقدس او داد حتی به دستور پرودگار دائر بر سجده بر آدم رسما اعتراض کرد،و آن را دور از حکمت شمرد و خود را برتر از آدم پنداشت و از آنجا که ابلیس از جن بوده،مومنان جن به این وسیله از او ابراز تنفر می کنند.

۳:آیا طائفه جن،مومن و کافر دارند؟ در تصور بسیاری از مردم واژه جن با نوعی شیطنت و فساد و گمراهی و انحراف همراه است اما قرآن می گوید آنها نیز گروههای مختلفی دارند در نخستین آیه از زبان آنها می گوید:((در میان ما افراد صالح و غیرصالحی وجود دارد و ما گروههای مختلفی و متفاوتی هستیم.))مومنان جن در ادامه کلام خود می افزایند:((ما هنگامی که هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوریم.))

((و انا لما سمعنا الهدی امنا به))

۴:قرآن چه ویژگیهایی را برای جن ذکر می کند؟جن موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی در قرآن برای او ذکر شده است:

  1. موجودی است که از شعله های آتش آقریده شده است.
  2. دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.
  3. دارای تکلیف و مسئولیت است.
  4. گروهی از آنها مومن صالح و گروهی کافرند.
  5. آنها دارای حشر و نشر و معادند.
  6. در میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند.
  7. آنها قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان را دارند.
  8. خلقت آنها در روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده است.

۵:دلیل برتری انسان بر جن چیست؟برخلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است و آنها را از ما بهتران می دانند انسان برتر از آنهاست به دلیل اینکه:

تمام پیامبران الهی از انسانها برگزیده شدند،و آنها به پیامبر اسلام که از نوع بشر بود ایمان آوردند،و از او تبعیت کردند و اصولا واجب شدن سجده در برابر انسان بر شیطان که از بزرگان طایفه جن بود دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن می باشد.

نظر ملاصدرا درباره جن

صدر المتالهین شیرازی معروف به ملا صدرا می نویسد:((جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل((عالم مثال))است،اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان می گردد.

خداوند جن را در پنج صنف آفریده است

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله)می فرماید:((خداوند جن را در پنج صنف آفریده است:صنفی مانند باد در هوا و صنفی به صورت مارها،و صنفی به صورت عقربها و صنفی حشرات و زمینی اند و صنفی از آنها مانند انسانند که بر آنها حساب و عقاب است.))

((و ان من شیء الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم)) و هیچ نیست مگر اینکه تسبیح گوی به حمد خداست،ولکن شما تسبیح آنها را نمی بینید.

۶:آیا شیطان همان ابلیس است؟

شیطان برخلاف آنچه بعضی پنداشته اند اسم خاص برای ابلیس نیست بلکه مفهومی عام دارد و شامل هر موجود متمرد و طغیانگر و خرابکاری می شود خواه از جن باشد یا از انسانها و غیر آنها.

۷:چه موقع آفرینش جن اتفاق افتاده؟

در کتاب اثبات الوصیه آمده است که جنیان ۷۰۰۰ هزار سال پیش از آدمیان آفریده شده اند.

۸:مسجد الجن کجاست و در آنجا چه اتفاقی افتاده است؟

محل دیدار رسول اکرم(صل الله علیه و آله)با برخی از فرستادگان جنیان که در مکه معظمه در نزدیکی پل حجون قرار دارد.

۹:دلیل وجود جن چیست؟

ما وجود جن را به عنوان یکی از اصول مسلم قرآنی می پذیریم.اگر چه عده ای منکر وجود آنها هستند و این موجودات نامریی را توهم ضعیف و غیر قابل قبول می پندارند حتی عده ای می گویند در هنگام تبدیل میمون به انسان عده ای در بین میمون و انسان مانده اند که همان جنها هستند و حتی بعضی ها هم گفته اند جنها همان انسانهای جنگلی هستند که بعضی مواقع به شهر می آیند و مردم را می ترسانند!!!.

اما قرآن جن و شیطان را به عنوان یک واقعیت مطرح کرده و ما نیز باید آنها را به عنوان یکی از واقعیات قرآن بپذیریم.همچنین وجود جن را می شود از دو راه اثبات کرد.یکی نظر علمی زیرا در جهان هستی با این گستره،چیزهای بسیاری وجود دارد که برای ما قابل رویت نیستد مثل الکترونها،امواج الکتریسیته نورهای ماوراء بنفش و مانند آنها،اما علم و دانش توانسته است وجود آنها را اثبات نماید.پس صرفه اینکه با حواس خود قادر نیستیم آنان را درک و حس کنیم دلیل نبودن آنها نیست.

دلیل دوم:از نظر تجربی هم بسیارند کسانی که جنیان را دیده اند و حتی با آنها سخن گفته اند.

۱۰:آفریدگان عاقل خدا؟

آفریدگان عاقل سه دسته اند:۱ـ آدمی که از خاک درست شده است.۲ـ فرشته از نور.۳ـ جن از آتش.

۱۱:آیا جنها هم مانند انسانها زن و مرد دارند؟

گروه جن دارای مذکر و مونث هستند مانند انسانها تولید مثل می کنند و دارای فرزند می باشند.

۱۲:جنیان نیز مانند انسانها دارای اختیار می باشند؟

چون بعثت پیامبران و اولیای الهی بر همه جن و انس می باشد پس جنیان نیز مانند انسانها دارای اختیار می باشند و با میل خود،همراه با استدلال عقلی می توانند دین انبیاء الهی را قبول،یا رد کنند عده ای که به پیامبران الهی ایمان آورند و اعمال نیک انجام دهند مانند انسانها پاداش می گیرند.و آنان که از فرامین سرپیچی نمایند به عذاب سخت الهی دچار خواهند شد چرا که خداوند می فرماید((و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون))((ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای آنکه (خدا را)پرستش نمایند.

۱۳:پناهنده شدن مردم به جن:علامه طباطبایی(ره)در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن چنین می فرماید:مراد از پناه بردن انس به جن بطوریکه گفته اند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب،به بیابانی برمیخوردند از شر جانوران و سفهیان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه می بردند و می گفتند:من پناه می برم به عزیز این وادی،از شر سفهاء قومش.

۱۴:جن و خرافات:مردم نا آگاه خرافات زیادی درباره این موجود ساخته اند به همین جهت وقتی کلمه جن گفته می شود مثلا در زمانهای قدیم در اتاق زنی که تازه وضع حمل کرده بود آهن یا آهنربایی قرار می دادند.یا با کودکان خود قطعه ای از شیء فلزی که اغلب سنجاق قفلی بود همراه می کردند و معتقد بودند این اشیا فلزی آنها را از اذیت و آزار جن حفظ می کند.اما امروزه با بالا رفتن فرهنگ مردم،خرافات نیز به حداقل رسیده است.

۱۵:وادی الجن چه جایی است؟

سرزمینی است بین مکه و طائف که گروهی از جنیان به محضر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و ایمان آوردند.

۱۶:آیا جن سنی وجود دارد؟

خیر،علامه طباطبائی فرموده است که:استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرد که کسی از جنی پرسیده است طایفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند جز اینکه سنی ندارند برای اینکه در میان ما کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.و صد البته این است که رئیس کل جنیان یعنی سعفر بن زعفر بر روی سینه اش گردن بندی دارد که بر رویش نوشته شده(یا ابا عبدالله الحسین)یا (السلام علیک یا ابا عبدالله). داستانی در باره جن و سعفر جنی را می توانید در اینجا بخوانید.

۱۷:آیا زندگی در هوا و زمین برای جن ممکن است؟

ابن خرم در کتاب الفصل می نویسد:طایفه جن امتی هستند دارای عقل،فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته اند.

آمیزش می کنند اولادی از آنها بوجود می آید و مرگ نیز آنها را در بر می گیرد و چون جسمشان زود فنا می شود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارای اجسام لطیف،شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است.همچنانکه عنصر انسانها از خاک است.

۱۸:آیا جنیان غذا هم می خورند و اگر می خورند چه نوع غذایی می خورند؟

طبق روایات جنیان غذا هم می خورند و غذای آنان بازمانده غذای انسان و مغز استخوان غذای جن را تشکیل می دهد چنان که ((ابن بابویه)) نیز نقل شده که:گروهی از طایفه جن به خدمت پیامبر اکرم (ص)شرفیاب شدند و عرض کردند:یا رسول الله چیزی برای خوردن به ما عطا کن.حضرت استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.

۱۹:فلسفه خلقت جن چیست؟

((و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون))

ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای آنکه (خدا را)پرستش نمایند پس همانطور که از این آیه بر می آید فلسفه خلقت جن برای عبادت و پرستش خداوند می باشد.

۲۰:آیا عده ای از جنیان در خدمت حضرت سلیمان (ع) بودند؟

یکی ار نعمتهای خداوند متعال به حضرت سلیمان این بود که علاوه بر بسیاری از آدمیان،جن و شیطان و حتی پرندگان و وحوش در اختیار و تسخیر او قرار داشتند و زبان همه آنها را می فهمید و به راحتی با آنان صحبت می نمود و قرآن کریم نیز به این مساله اشاره دارد.

۲۱:جن و شیطان میکروب نیستند!؟

در پاره ای از روایات می خوانیم که امیر المومنین(ع) فرمود:از قسمت شکسته ظرف و دستگیره آن آب نخورید زیرا که شیطان روی دستگیره و قسمت شکسته ظرف می نشیند.این روایت و روایاتی دیگر سبب شده که عده ای جن و شیطان را نوعی میکروب بنامند اما این نظریهکاملا غلط و نادرست می باشد.و تصریح قرآن به جن به عنوان موجودی مختار و دارای که در ثواب و عقاب و داخل شدن در بهشت و جهنم با انسان مساوی هستندبه خوبی نشان می دهد که جن و شیطان هیچ ارتباط منطقی و عقلی با میکروب ندارند.در مورد حدیث بالا می توان گفت که چون در زمان آن حضرت هنوز علوم پیشرفتی نکرده بود و مردم با معنی و مفهوم میکروب آشنا نبودند حضرت برای اینکه متوجه وجود امراض در قسمت های شکسته و دستگیره ظرف شوند از لفظ شیطان استفاده کرده اند.

۲۲:آیا جن و شیطان می خوابند؟

تنها ذات اقدس احدیت است که نمی خوابد و همه مخلوقات از خواب ناگریزند حتی فرشتگان.پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می فرمایند:خواب بر چهار گونه است:

  1. پیامبران به پشت می خوابند.
  2. مومنین به دست راست می خوابند.
  3. کافران و منافقین به طرف دست چپ می خوابند.
  4. و شیاطین به رو می خوابند.

این حدیث اشاره به چگونگی خواب شیاطین،که از جن می باشند دارد و انسان را از این گونه خوابیدن برحذر می دارد.

۲۳:آیا طایفه جن بهشت و جهنم دارند؟

در تفسیر فخر رازی در پاسخ به این سوال که شیطان و بدان از جن از آتش خلق شدند پس چگونه هیزم آتش بر آنها اثر می کند بر آمده است:درست است که از آتش خلق شدند ولی تغییر کیفیت داده و گوشت و خون می شوند و ابن عربی هم در این باره می گوید:عذاب شیاطین جنی و اکثرا به زمهریز یعنی سرمای شدید است و نیز روایت است که از امام(علیه السلام)پرسیدند:آیا مومنین از جن به بهشت داخل می شوند؟فرمود:نه ولی برای خداوند باغهایی بین بهشت و جهنم است که ایشان و فساق شیعه در آنجا خواهند بود.

۲۴:جن زدگی چیست؟

جن زدگی یعنی بیماری روانی و جنون که در اثر مس شیطان اتفاق می افتد.علامه طباطبائی در تفسیر المیزان درباره این امر تصریح دارند که:هرچند همه دیوانگان بر اثر مس شیطان دیوانده نشده اند؛اما بعضی از جنون ها در اثر مس شیطان رخ می دهد.

۲۵:تسخیر جن توسط حضرت سلیمان(ع):در قرآن کریم راجع به تسخیر جن و شیطان،تنها درباره حضرت سلیمان آمده است که از نعمت هایی که خداوندبه آن حضرت عطا کرد علاوه بر بسیاری از بنی آدم،جن نیز در اختیار ایشان بودند،چنانکه در قرآن نیز می خوانیم:

((و من الجن من یعمل بین یدیه باذنه))

((برخی از جن پیش روی او به اجازه پروردگارش کار می کنند))               (سوره سبا آیه ۱۲)

۲۶:جن گیری چیست؟

برخی از انسانها ممکن است که مورد هجوم شیطان و یک جن شریر قرار گیرند و به اصطلاح مجنون و جن زده بشوند در چنین شرایطی از قدیم یک سری آداب و رسوم به عنوان جن گیری انجام می شود و مبتلایان،با انجام آداب و شیوه هایی که شخص جن گیر از اجداد و نیاکان خود به ارث برده درمان می شوند و شیطان و جن شریر از کالبد آنها خارج می شود.

البته امروزه سیر تکاملی علم،نظر دانشمندان را مخصوصا در قاره آمریکا و اروپا بوجود موجودات نامرئی و عالم ماوراءالطبیه منتقل نموده است و لذا شبهه اینکه ((آیا در روی زمین چنین موجودی وجود دارد یا خیر؟))را از مرحله محال بودن به مرحله امکان تنزل داده:حتی کتابهائی راجع به ((احضار ارواح))تالیف و تا اندازه ای هم پیشرفت نموده اند.البته ناگفته نماند که آنها از((جن))به ((ارواح شریر)) تعبیر می نمایند اما آنچه را به وسیله میزگرد و غیره بعنوان ارواح بشر و ارواح شریراحضار می نمایند،چیزی جز همان جن نیست زیرا آنها هیچگونه تسلطی بر روح انسان ندارند تا بتوانند احضارش کنند.

۲۷:آیا شباهتی بین انسان و جن وجود دارد؟

در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی با کالبدی کوتاهتر و پوشیده از موهای زرد ظریف می دانند که شیار چشمان آن ها عمودی و پاهای آنان مثل چهار پایان سم دارد. این موجودات بسیار شبیه انسانها هستند که در همه جا وجود دارند ولی در دل شبها فعالیت آنها بیشتر شده و طبق شنیده ها مجالس عروسی یا بزم خود را در حمام ها،سرداب ها،مخروبه ها،گورستان ها،زیرزمین ها،آب انبارها و غیره برپا می کنند.و شبها در خانه هایی به بازی و گشت مشغول هستند و چه بسا بارها از روی رختخواب انسانهای به خواب رفته هم عبور می کنند ریختن نجاسات یا آب داغ به زمین و یا لگد مال کردن بچه جن ها ممکن است والدین آنها را مجبور به انتقام جویی کند.


 

((  آمدن زعفر جنی به قصد یاری امام حسین علیه السلام ))

 

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر  ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند .  ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .

وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .

 خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم  .

 

همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر  ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد ...

 

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

 

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

 

گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

 

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .

 

زعفر آمد با   سپاه  بی شمار                      در حضور آن ولی کردگار

ایستاد  از   دور   با صد احترام                     کرد با سلطان مظلومان سلام

عرض کرد ای خسرو دنیا و دین                     بنده ی درگاه ، زعفر را ببین

هست حاضر زعفرت با این سپاه                   بهر یاری ای غریب بی پناه

اذن  فرما   بر    سپاه   جنیان                      تا بگیرند داد  تو  از  کوفیان

لشکر جن هست از جان یاورت                     اذن ده گیرند  خون اکبرت

این فرات از چه به رویت بسته اند                 اهل بیتت از عطش دل خسته اند

اذن ده   بر    لشکر حق   از کرم                   تا رسانند آب بر اهل حرم

ذاکرا  رو   در     پناه      شاهدین                  تا شود نام تو  تاج الذاکرین

 


 

  داستانی عجیب ولی واقعی

 

 

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم  متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

 دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند )  در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.

 در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا  . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند  فضای عروسی  هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

 در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

 گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را  قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

  زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم  دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .


نادعلیاً مظهر العجائب، تجده عونالـک فی النوائب،کل هم و غم سینجلی،بعظمتـک یاالله،

بنبوتـک یا محمد و بولایتـک یاعلی  یا علی  یا علی

 

 

روایت شده که چون پیامبر (ص) به جنگ بنی المصطلق تشریف می بردند در نزدیکی وادی و دره ناهمواری فرود آمدند چون آخر شب شد فرشته وحی الهی نازل شد وبه حضور پیامبر عرضه داشت که طایفه ای از کافران ومتمردین جن در این وادی کمین کرده اند می خواهند به اصحاب شما حمله کنند .پیامبر به امام علی (ع) فرمود : به سوی کمینگاه جنیان که از دشمنان خدا هستند برو و با قدرتی که خداوند به تو اعطا کرده وبا استفاده از اسماء الهی که خداوند تورا به آن آگاه گردانیده شر آنها را از سر اسلام برطرف کن .

سپس صد نفر از صحابه را که صاحب شمشیر بودند با آن حضرت همراه ساخته فرمود : با علی باشید و آنچه که دستور داد اطاعت کنید امیرالمومنین( ع )متوجه آن وادی شد چون نزدیک کمین گاه رسید به اصحاب خود فرمود : در کنار وادی توقف کنید تا شما را دستور ندادم حرکت ننمایید اما خود ان بزرگوار از شر دشمنان به خدا پناه برده بهترین اسماء الهی را یاد کرد وبه سمت دشمن حرکت کرد وبه اصحاب هم اشاره فرمود به سوی من حرکت کنید . چون نزدیک دره رسیدند فرمود : همین جا توقف کنید دیگر جلو نیایید لکن خود آن حضرت وارد آن وادی خوفناک شد اصحاب دیدند باد تندی وزید نزدیک بود همه همراهان بر روی زمین بیفتند و از ترس شروع به لرزیدن کردند .حضرت علی( ع )در وسط دره با صدای بلند نعره می زد : منم علی بن ابی طالب وصی رسول رب العالمین و پسر عم ان بزرگوار . اگر توان دارید در مقابل من بایستید واز برابر من فرار نکنید در همین حال صورت هایی پیدا می شد همچون زنگیان که شعله های آتش در دست داشتند وتمام وادی واطراف آن را فراگرفته بودند لکن حضرت قرآن تلاوت می نمودند و شمشیر خود را به جانب راست وچپ حرکت می داد وپیش می رفت وقتی که به نزدیکی انها می رسید مانند دود سیاه می شدند وبالا می رفتند ونابود می شدند .

 سپس حضرت الله اکبر گویان از وادی بیرون امد ونزدیک همراهان ایستاد وقتی که دودها وآتش ها برطرف شد صحابه عرض کردند :یاعلی چه دیدی ماکه نزدیک بود از ترس هلاک شویم ؟ حضرت فرمود:وقتی که حاضر شدند وآماده حمله گردیدند من با صدای بلند شروع کردم به خواندن اسمای الهی و از ایشان نترسیدم و رو به ایشان حمله کردم تا در مقابل من ضعیف شدند واگر بر هیئت خود می ماندند همه را هلاک می کردم .خداوند مسلمانان را از شر ایشان نجات داد وباقیمانده ایشان به خدمت حضرت پیامبر ص پناه بردند تا ایمان بیاورند واز ایشان امان بگیرند وچون حضرت امیرالمومنین (ع )با اصحاب خود پیش پیامبر (ص) بازگشتند وخبر رانقل کردند پیامبر شاد شد وبرای امام علی( ع )دعای خیر کردند وفرمودند: یا علی خداوند بقیه آنها را طوری از شمشیر تو ترسانده بود که همگی با ترس ولرز پیش من آمدند واز من امان خواستند ومسلمان شدند ومن اسلام ایشان را قبول کردم .

 


 

  ازدواج جن با انسان

 

فاضل تنکابنی در قصص العلما در ضمن ترجمه شیخ جعفر عرب نقل نمود که: در زمانی که شیخ جعفر در لاهیجان بود شخصی به حضورش شرفیاب شده عرض کرد با جناب شیخ سخن محرمانه ای دارم . وقتی مجلس خلوت شد عرض کرد : من در حباله خود دو زن دارم . روزی در صحرا تنها بودم که دختری در نهایت حسن وجمال دیدم و از مشاهده او در بیابان هراسان و حیران شدم پس آن دختر پیش من آمد و گفت :وحشت نکن من دختری هستم از طایفه جن و عاشق تو گشته ام برو برای من در خانه خود منزلی آماده کن که من هر شب به نزد تو آیم و از مال دنیا هرچه بخواهی برای تو می آورم لکن به دو شرط اول : آنکه اززنان خود به کلی کناره گیری کنی و با ایشان مقاربت ننمایی   دوم : آنکه این سر را به کسی اظهار نکنی و اگر از هر یک از این دو شرط تخلف کنی تو را هلاک میکنم و اموال خود را هم خواهم برد .

من همان طوری که او گفته بود عمل کردم و تا به حال از زن های خود قطع علاقه کرده ام او اموال بسیاری هم آورده لکن از مقاربت او ضعفی بر من عارض شده که خود را نزدیک به هلاکت میبینم و از ترس او جرئت کناره گیری را هم ندارم زیرا میدانم هم مرا از بین میبرد و هم مالی که آورده خواهد برد فعلا کار من به اضطرار کشیده و برای خلاصی از این مهلکه جز شما پنا ه و مرجعی ندارم اکنون تو نائب امام زمان (ع) هستی مرا از این مهلکه باید نجات بدهی .شیخ بزرگوار چون این مطلب را شنید دونامه نوشت و به آن مرد داد و فرمود: یکی از اینها را بر بالای اموال خود بگذار و آن دیگری را در دست خود بگیر و در مقابل آن خانه بنشین و چون آن دختر آمد بگو این نامه را شیخ جعفر نجفی نوشته است.

آن شخص می گوید به دستور شیخ بزرگوار عمل کردم .چون دختر آمد آن نامه را به او نشان دادم و گفتم آقا شیخ جعفر این نامه را نوشته .چون این حرف را شنید دیگر پیش من نیامد و به نزد اموال روانه گردید. وقتی نامه دیگر شیخ را روی اموال دید برگشت به من متوجه شد وگفت :اگر شیخ بزرگوار نامه ننوشته بود تو را به جهت افشای این سر هلاک می کردم و این اموال را هم میبردم لکن بر امر شیخ مخالفت نمی توانم بکنم و قادر هم نیستم . این جمله را گفت و رفت و دیگر او را ندیدم.


درخواست ازدواج جن از انسان

حجه الاسلام آقا سید محمد ابراهیم حسینی (صدر)نقل فرمودند که :من در سال1374 در روستای کرزان از توابع تویسرکان منبر می رفتم.روز تاسوعا بود. بامیزبان خود اقای محمود افشاری برای گردش به صحرا رفتیم .پدری با دوفرزندش را دیدیم که لوبیای قرمز می کاشتند.بعد از احوالپرسی سخن معجزه ائمه به میان آمد.آقای کریمی داستان جالبی نقل کرد وگفت :یکی از بچه ها به نام عباس مرد متدین ودقیق در انجام تکالیف شرعی است که با مادر وهمسر خود زندگی می کند.روزی از محل کار خود خارج شده به سوی منزل میرود در بین راه صدای دختری به گوش میرسد که ایشان را با نام صدا میزند.وقتی که بر میگردد دختری زیبا با قیافه بسیار دلفریبی را مشاهده میکند آن دختر اظهار می کند عباس من عاشق تو شدم و در خواست ازدواج با تو را دارم .عباس با شنیدن این کلام در حالی که از اتهام مردم هراسان است که در کوچه با چنین دختری مشغول صحبت گردیده گفت : من همسر و مادری در تحت تکلف خود دارم و هیچ گونه توانایی اراده دو همسر ومادرم را ندارم .

دختر اظهار میکند که من از شما توقع مخارج وغیره را ندارم بلکه نیازهای مادی شما را هم هرچه باشد برطرف خواهم کرد . عباس می گوید چون نمی خواستم در جایی که مردم متوجه بودند با او صحبت کنم تا مبادا آبرویم خدشه دار شود لذا بی اعتنایی کرده و به سوی منزل روانه شدم . وقتی به منزل رسیدم دیدم جلوتر از من آمده و در منزل نشسته است .گفتم: من تا به امروز اصلا تو را ندیده ام تو چطور ندیده عاشق من شده ای؟ گفت : من از طایفه جن هستم انسان نیستم ولی چکنم عاشق و دلباخته تو شده ام از تو تقاضای ازدواج دارم و تمام زندگی ترا تضمین میکنم که با خوشبختی زندگی کنی .عباس میگوید او هرچه اصرار می کرد من مخالفت میکردم تا اینکه گفت : عباس من میروم تو تا فردا با مادر و همسرت مشورت کن.

در همین حال مادر وهمسرم نشسته بودند گفتند : گویا تو با کسی صحبت میکنی ما که غیر از تو کسی را نمی بینیم من جریان را شرح دادم مادرم گفت : عباس جن زده نشده باشی؟ آن روز گذشت فردا من طبق معمول به دکان رفته مشغول کار شدم ودر وقت همیشگی به خانه بر گشتم وقتی که وارد شدم دیدم باز آن دختر نشسته و منتظر است . بعد از سلام و جواب گفت : عباس! با مادر وهمسرت مشورت کردی؟ گفتم: دیروز من به تو گفتم من نیازی به ازدواج دوم ندارم و خواهش میکنم که دست از من بردار. او گفت : من در عشق تو بیقرارم و می سوزم استدعا میکنم با من ازدواج کنی و همین طور اصرار میکرد .گفتم : خلاصم کن من ابدا به ازدواج دوم تن نخواهم داد باز دیدم رهایم نمی کند ناچار برای خلاصی خود سیلی محکمی به صورتش زدم . نگاه به من کرد وگفت: اگر من چنین سیلی به تو بزنم زنده نخواهی ماند .در همین حال وقتی از من مایوس شد یک سیلی به من زد .

دیگر نفهمیدم جریان چه شد وقتی مادر وهمسرم می بینند من نقش زمین شدم مرا به پزشک می رسانند . ولی چون کاملا لال شده بودم از معالجه من نا امید می شوند. عباس بعد از مدت مدیدی با همین حال که قادر به سخن نبود زندگی میکند تا اینکه روزی آرزو میکند که به زیارت امام رضا (ع) نائل آید و این آرزو را با اشاره به نزدیکان خود میفهماند . مادر وهمسر و برادری که در تهران زندگی میکرد به همراه عباس به مشهد مقدس عازم میشوند . یک هفته در مشهد میمانند و هر روز به زیارت مشرف میشوند تا اینکه روزی در منزل عباس امام رضا(ع) وامام زمان (عج) را در خواب میبیند و شفای کامل پیدا میکند. 


بئر ذات العلم

قضیه بئر ذات العلم در بین خاص و عام از قضایای مشهوره است که خداوند خواست با دست با کفایت وصی بلافصل پیامبراکرم(ص)آن را فتح فرماید تا به نام مبارک حضرت امیرالمومنین(ع)در تاریخ جاودانه باشد.

واعظ قزوینی مرحوم((صدرالدین))در کتاب((ریاض القدس))از((کنزالواعظین))و((ریاض المومنین))و از کتب دیگر و همان طور عالم بزرگوار مرحوم حاج سید قریش حسینی در کتاب((الفضل فی بعض معجزات امیرالمومنین))از کتاب((ابوالحسن عسگری))از((ابوسعید خدری))و((حذیقه بن الیمان))نقل می کنند و مدعی هستند که این جریان چون آفتاب در وسط آسمان مشهور است وقتی که موکب همایون حضرت ختمیمرتبت ژیامبر اکرم(ص)از جنگ(سکاسک و سکون)با فتح و خوشحالی با غنایم مفصل مراجعت فرمودندُبه زمین شوره زار و بی آب و علفی رسیدند در آن صحرا صداییُجز عفاریت جنیان و بانگ غول بیابان شنیده نمی شد.

غول اندر آن قدم ننهد ور نهدبود

درمانده تر ز مورچه لنگ در لگن

نه مرغ و نه فرشته و نه وحش نه آدمی

نه رسم و نه زیاد و نه اتلال و نه دمن

((فاستد علی المسلمین الحر و ضعف البصر))

سپاه محمدی(ص)از شدت حرارت چشمانشان تار شده بود،به خدمت حضرت رسول(ص)پناه بردند،حضرت فرمود:آیا کسی از شما این منطقه را می شناسد؟شخصی به نام((عمر بن امیه ضمری))به خدمت حضرت عرضه داشت:یا رسول الله!من کاملا این وادی را می شناسم و مکرر با اسبان راهوار از اینجا عبور کردم.در این بیابان هیچ پناهگاهی وجود ندارد،هیچ لشگری به این صحرا نیامده مگر اینکه صدمات طاقت فرسا نصیب آنها گردیده است،زیرا مقام جنیان متمرد و مسکن شیاطین و محل عبور و مرور ابلیس می باشد.این وادی را((کثیب ازرق))می نامند،بیابانی است بسیار خوفناک.مسلمانان وقتی که مطلع شدند بیشتر روی به حضرت آوردند و راه نجات از آن منطقه را تقاضا نمودند.پیامبر اکرم فرمود:آیا کسی هست که نشانی از آب بدهد و من برای او در حضور الهی ضامن بهشت شوم؟

باز((عمر بن امیه))عرض کرد:یا رسول الله!در این بیابان چاهی است که آن را((بئر ذات العلم))می نامند،آبش سردتر از برف است و لکن احدی قادر نیست از آن استفاده کند زیرا که آن چاه محل اجتماع جن و عفریت هاست که آنها بر سلبمان ابن داوود(ع)تمرد کردند و مردم را از آن آب منع می کنند،سواری در آنجا منزل نمی کند مگر آنکه او را هلاک کند و لشگری به آنجا وارد نمی شود مگر اینکه اکثر آنها را می سوزانند،جریان این چاه را گذشته ها چنین نقل کرده اند:((تبع یمانی))در این وادی نزل کرد که ده هزار نفر از سواران او را از بین برده اند.((برهام بن فارس))پیاده شد،جمع کثیری از لشگر او تلف شدند.((سعد ابن برزق))لشگر کشید و بیست هزار از سواران او از بین رفتند،هم اکنون کله های قربانیان مثل تخم شتر مرغ در اطراف چاه پراکنده است.

حضرت فرمود:((لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و افوض امری الی الله)).

یعد امر فرمود مسلمانان پیاده شدند،خیمه ها را برپا نمودند.حرارت از زمین و هوا دقیقه به دقیقه زیاد می شد،لشگر همه به آب احتیاج مبرم داشتند،حضرت در بین لشگر با صدای بلند می فرمود:ای معاشر مسلمین کیست از شما بر سر آن چاه برود و از برای ما خبری بیاورد تا من(پیش خدا)بهشت را برای او ضمانت کنم.

پس((ابوالعاص ابن ربیع))که برادر رضاعی حضرت پیامبر بود،عرض کرد:یا رسول الله!این افتخار را به من مرحمت کن،زیرا یک مرتبه دیگرهم من به همراه جمع کثیری بر سر این چاه رفته بودیم،چون بر سر چاه رسیدیم عفریتی عظیم از چاه نمودار شد،هر کس از ما که اسب تندرو داشت نجات یافت،مابقی هلاک شدند،اما یا رسول الله!من آن روز هنوز به اسلام مشرف نشده بودم،الحمدلله خداوند ما را به وجود مسعود شما هدایت فرمود و از برکت دین مقدس اسلام امیدوارم آسیبی به من نرسد.

حضرت،دعای خیر در حق ((ابوالعاص))فرمود و اجازه رفتن داد و ده نفر از شجاعان معروف و دلیران برجسته را به همراه((ابوالعاص))فرستادند که از آن جمله قیس بن سعد بن عباده و ابودجانه و سعدبن معاذ و سعد بن بشر و عمر بن امیه ضمری...را می توان نام برد همه اینها با تجهیزات کامل روانه شدند،وقتی که به نزدیک چاه رسیدند،چشمها مانند طشت پر آتش،دهان مانند غار افراسیاب گشوده و شعله آتش به جای نفس از دهان او بیرون می آمد.در آن وقت تمام بیابان را آتش و دود احاطه کرد،مانند رعد قاصف صیحه بر می کشید زمین از هیبت لرزه او به لرزه در آمد.مسلمانان خواستند فرار کنند،((ابولعاص))بن ربیع نعره زد((یا اخوانی من الموت تهربون))،یعنی آیا از مرگ فرار می کنید،در جای خود بایستید و مرا با این عفریت بگذارید،اگر بر او ظفر یافتم مقصود حاصل است و الا سلامم را به پیامبر خدا برسانید.

پس ((ابوالعاص بن ربیع))شمشیر برکشید و قدم جرات پیش نهاد،آن عفریت فریاد کشید،کیستید و برای چه آمده اید؟آیا نمی دانید در این مکان پادشاهان جن و متمردان عفاریت جمعند که همه آنها از فرمان سلیمان ابن داود سرکشی کرده و گردنکشان و دلیرانند.

((ابولعاص))شمشیر کشید و گفت:

نحن سلالات المعالی و الکرم

                                    و اولیاءالرحمان سکان الحرم

ارسلنا محمد تاج الامم

                                    المصطفی المختار مصباح الظلم

ونستقی من بئرکم ذات العلم

                                    ونقتل الجان عباد الصنم

ما بزرگان مکه و حرمیم         معدن جود و صاحب کرمیم

دوستان خدای رحمانیم         امتان رسول سبحانیم

سرور انبیا و تاج امم             روشنی بخش جمله عالم

گفته ما را محمد(ص)عربی     سفته دری ز لعل تشنه لبی

آب از چاه جنیان آریم             جان جنی ز تن بیرون آریم 

یاران گفتند:کلام((ابوالعاص))تمام نشده بود که دیدیم عفریت صیحه ای از جگر کشید و خود را بر روی((ابوالعاص))انداخت،((ابوالعاص))را مانند گنجشک در چنگال باز دیدیم،فقط صدای وی را شنیدیم که می گفت:

((بلغوا سلامی علی رسول الله))((یاران سلامم را به پیامبر خدا برسانید))

ما از ترس فرار کردیم،بعد دیدیم آن عفریت به چاه رفت.برگشتیم و جنازه((ابوالعاص))را که مثل ذغال سیاه شده بود در سر چاه دیدیم،بر سر جنازه نشسته،گریه نمودیم.در همین حال از میان چاه غلغله و هیاهو بلندشد،گروه گروه صورتهای عجیب و غریب بیرون می آمد،ما همه پا به فرار گذاشتیم و به حضور پیامبر اکرم رسیدیم.دیدیم که جبرئیل خبر شهادت((ابوالعاص))را به حضرت رسانیده و آن بزرگوار گریه می کند،بعد فرمود:در حوصله مرغ سبزی است که در بهشت می خرامد،اصحاب هم آرزو می کردند که کاش ما به جای((ابوالعاص)) بودیم.

ورود حضرت امیرالمومنین علی(ع)به صحنه

حضرت امیرالمومنین برای ماموریت مهمی از لشگر عقب مانده بود،وقتی که رسید،((عمر ابن امیه ضمری))به استقبال آن حضرت شتافت و جریان شهادت((ابوالعاص))را به حضرت تسلیت گفت،اشک از چشم مبارکش جاری شد بعد به حضور پیامبر اکرم رسید و آن مصیبت را گرامی داشت،پیامبر فرمود:فعلا((ابوالعاص))با بدن سوخته در کنار((بئر العلم))افتاده است و خاکهای بیابان بر روی او می ریزد،حضرت امیر عرض کرد:سر شما سلامت باد!چاکران کم اگر شوند چه غم         از سر تو کم مباد مویی

قربانت گردم فکری برای مسلمانان دیگر بفرمایید تا از تشنگی هلاک نشوند،آیا اذن می دهید که من بروم و از چاه((ذات العلم))آب بیاورم،چون جبرئیل از طرف خداوند به پیامبر اطلاع داده بود که این طلسم باید با دست علی شکسته شود لذا پیامبر فرمود:یا ابالحسن برو به سوی آن چاه که خدای تعالی حافظ و ناصر تو است ولکن باید با تو جماعتی هم باشند مخصوصا آنها که با((ابو العاص))بودند.بعد حضرت پیامبر علم نصرت را با دست مبارک خود به حضرت علی(ع)داد و آن حضرت را مشایعت کرده و دستهای مبارک را به آسمان بلند نمود و دعا کرد و برگشت.امام(ع)می رفت و یاران ملازم رکابش بودند وقتی که از لشگرگاه دور شد پرچم را با دست مبارک باز کرده و همه یاران را در زیر آن قرار داد و رجزی می خواند تقریبا به این مضمون:رسول خدا با دست مبارک پرچم پر افتخار اسلام را به من عطا کرد و امر فرمود تا با هر کافر و متمرد مقاتله کنم تا در مقابل دستور الهی و رسالت پیامبر سر فرود آرد،منم علی بن ابی طالب منم ابن عم رسول خدا،منم ناصر دین خداوند.

وقتی که به نزدیک چاه رسیدند،دستور داد یاران قرآن بخوانند و خود حضرت آیه مبارکه:

((قد جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا))

را می خواندند،یعنی حق آمد باطل از بین رفت.((عمرو بن امیه))می گوید:از صدای رعد آسای امیرالمومنین زمین به لرزه درآمده بود،ناگهان عفریتی که قاتل((ابوالعاص))بود سر از چاه بیرون آورد.

دهن باز کرد چو غار سیاه            چو تندر بپوشید رخسار ماه

هوا تیره گون کرد از دود دم           زآتش علم سرزذات العلم

گفت:کیستید؟آیا ندانستید که کسی اینجا قدم ننهاده مگر آنکه هلاک شده؟این سرهای انسانی را در کنار چاه نمی بینید؟چرا عبرت نمی گیرید.حضرت امیرالمومنین(ع)نهیب زد و نعره کشید:ای شیطان مردود و ای جن مطرود منم هلاک کننده دلیران،منم متفرق کننده لشگرها،منم مظهرالعجائب،منم علی ابن ابی طالب،منم پسر عم مصطفی.چون آن عفریت این کلمات را شنید بر امام حمله کرد و می خواست کاری که با((ابوالعاص))کرده بود،با حضرت نیز انجام دهد.راوی گوید،دیدم حضرت مبادرت نمود با ذوالفقار دو سر یک ضربت هاشمیه بر او زد،ما گمان کردیم آسمان به زمین آمد ناگاه دیدیم آن عفریت مثل دو قطعه کوه در چاه افتاد،امام رو به یاران فرمود:((هلموا الی بالقرب و الروایا))((یعنی،مشکها را پیش آرید)) ((قیس بن سعد عباده))گوید:به آن خدایی که ما را آفرید،وقتی که مشکها را آوردیم،دیدیم از غیرت اسداللهی حضرت،غضب بر چهره اش ظاهر گشته که زهره شیر از دیدن آن آب می شود.در این وقت صورتهای مختلف و صداهای بلند از چاه برخواست،عفاریت اجنه بیرون آمدند و آتش می پراکندند،دهانه چاه مانند نیران شده بود که شهاب فوران می کرد،تمام بیابان را دود فرا گرفت،در میان دود،صورتهای سیاه جن و شیاطین نمایان بود،از هیبت و رعب نزدیک بود روح از بدن ما بیرون آید.

امیر المومنان با صدای بلند فریاد زد:یا معشر الجن و الشیاطین،آیا بر ولی خدا سرکشی می کنید و با صورتهای گوناگون ما را می ترسانید،خداوند به شما فرموده به این صورت درآمده با من ستیز کنید،یا با خدا افترا می بندید،اکنون من که ولی قادر ذوالمن هستم شما را به آتش شمشیر خود می سوزانم.پس آن بزرگوار شروع کرد به خواندن آیاتی از قرآن کریم.((قیس ابن سعد))می گوید:به خدا قسم حضرت آن قدر از عزائم و سوره های محترقات و قارعات و محکمات قرآنیه قرائت کرد و به صورت آنها دمید،دیدم کم کم دودها و شراره ها و صورتها و صوتها معدوم شد،پس حضرت ما را پیش طلبید بر سر چاه آمدیم،دلو و ریسمان به دست مبارک گرفت و در چاه افکند هنوز به وسط چاه نرسیده بود که ریسمان را قطع کردند و دلو خالی را بیرون انداختند،غضب از سیمای حیدر کرار آشکار شد و سر میان چاه کرده فرمود:ای جنی که ریسمان دلو ولی الله را بریدی و بیرون انداختی،خود بیرون بیا تا سزای عمل خود را ببینی،ناگهان عفریتی چون کوه با صورت عبوس با چشمهای برافروخته از چاه بیرون آمد.امام فرصت نداد که حمله کند،با صاعقه آتشبار چنان بر کمرش زد که آن چنارتناور را دو نیمه ساخت،و دلو دیگر را به چاه انداخت و به صورت بلند این رجز را به گوش جنیان رسانید.

انا علی انزع البطین                  اخرب هامات العدی بالسیف

ان تقطع الدلو لنا ثانیا                 اخمربکم ضربا بغیر حیف

از قعر چاه جواب حضرت را با گستاخی می دادند،باز حضرت دلو را به چاه افکند،همین که به آب رسید،طناب را قطع نموده دلو را بیرون انداختند.امام(ع)فرمود:ای شیاطین و جن،هر یک از شما که دلو را قطع نموده است.باید به مبارزه بیرون بیاید،پس کسی بیرون نیامد.

در همین حال عفریتی از میان چاه فریاد زد:ای صاحب دلو عظیم الشان که خود را از آل عدنان می شماری،اگر راست می گویی ما که دلو تو را بیرون انداختیم،تو هم خود را به چاه بیانداز،((ولاح الغضب فی وجه علی بن ابی طالب))،غضب را از سیمای مبارک علی نمایان شد،فرمود:ای گروه جن و شیاطین آیا علی را از آمدن میان چاه می ترسانید،پس آماده باشید که با ذوالفقار دو سر آمدم و رو به یاران کرد و فرمود:مرا به چاه فرو برید،مسلمانان به التجا و ناله در آمدند و عرض کردند:یا مولا،می خواهی خود را به دهان مرگ بیاندازی،این چاه پایان ندارد،تو اینجا هلاک خواهی شد،ما جواب رسول الله را چه بدهیم و به صورت حسنین چطور نگاه کنیم.حضرت فرمود:شما را به حق رسول الله قسم می دهم که مرا به چاه فرو برید،و گرنه خود را به چاه خواهم انداخت،اصحاب دیدند کلام حضرت قابل تغییر نیست و چاره ندارند.ریسمان به کمر حضرت بستند و وارد چاه کردند.((قیس ابن سعد))گوید:((هنوز به وسط چاه نرسیده بود،ریسمان حیدر کرار را بریدند،آن حضرت را سرنگون کردند،ما چون چنین دیدیم صدای ناله ما بلند شد به اینکه:آه پیامبر خدا مبتلا به غم شد و حسنین یتیم شدند،به سروسینه زدیم گوش دادیم که صدایی از حضرت بشنویم،جز ولوله شیاطین و بانگ عفاریت و صدای اجنه چیزی به گوش نمی آمد،یقین به نابودی امیرالمومنین نمودیم.در این اثنا صدای رعدآسای امیرالمومنین از چاه به گوش می رسید که می فرمود:((الله اکبر،جاءالحق و زهق الباطل)).بعد صدایی شنیدم که می گفتند:ای پسر ابی طالب امان بده ما را،صدای آن حضرت به گوش می رسید که:قسم به خدا برای شما نزد من امان نیست،تا اینکه به اخلاص بگوییدلا  اله الا الله محمد رسول الله(ص)،و عهد و میثاق را با من محکم نمایید که بعد از این هر کس بر سر این چاه وارد شد که آب ببرد،مانع نشوید.در همین حال پیامبر اکرم نگران بود،جبرییل وارد شد سلام خدا را رسانید و عرض کرد:خداوند می فرماید نگران نباش ما با چندین هزار ملائکه به حمایت و نصرت و حراست پسر عمت علی اقدام کرده ایم اگر می خواهید به سر چاه تشریف ببرید،مانعی نیست.حضرت فورا سوار شدند و با اصحاب به سوی چاه حرکت کردند لکن از شوق گریه می کرد.

((قیس ابن سعد))می گوید:ما که حیران،سر چاه مانده بودیم،دیدیم پیامبر اکرم تشریف می آورند لکن از چشمهای مبارک اشک می ریزد،ما وحشت کردیم که مبادا به امیرالمومنین صدمه ای رسیده باشد،این منظره باعث شد ما همه به گریه افتادیم،پیامبر با همین وضع به دهنه چاه رسید در حالی که دود و شراره آنجا را فرا گرفته بود و صداهای مختلف باز شنیده می شد جبرییل نازل شد عرض کرد:قربانت گردم،جزع مکن خداوند می خواست فتح این چاه و قتل متمردان جن و شیاطین با دست نازنین علی انجام می گیرد  و این قضیه تا قیامت به نام مقدس وی باشد والا خدای تعالی را ملکی است که در آن واحد تمام این گروه را قبض روح می کند اگر می خواهید،بخوانید علی را تا جواب دهد شما.

پیامبر به صدای بلند فرمود:یا علی!حضرت امیر از قعر چاه جواب داد:لبیک لبیک یا رسول الله!ناگاه دیدم علی بر سر چاه آمد و به قدمهای پیامبر افتاد،رسول خدا پیشانی حضرت علی را بوسید و فرمود:یا علی من خبر دهم که تو در چاه چه کردی،یا خود شما می گویی؟امیرالمومنین عرض کرد:یا رسول الله!چیزی بر شما مخفی نیست،شما بفرمایید.

از آن درج گوهر تکلم خوش است

وز آن غنچه تر تبسم خوش است         

((قیس))گوید:ما غرق تعجب بودیم از این دو بزرگوار،جنگ امیر المومنین و رشادتهای او،و علم پیامبر که هر چه در زیر زمین پیش آمده بود خبر می داد.

این خلق و سرّ این خلق اندیشه در نیاید

دریای قلزم ست این در سرمه دان نگنجد

پیامبر هر چه خبر می داد،علی(ع)تصدیق می کرد.حضرت فرمود یا علی بیست هزار عفریت را از دم تیغ گذراندی،مابقی جنیان امان خواستند تو گفتی امان نیست مگر برای اهل ایمان،از روی صدق و اخلاص بگویید:لا اله الا الله،محمد رسول الله،علی ولی الله و با من عهد کنید که کسی را از این چاه ممانعت نکنید،آنها قبول کردند و بیست و چهار هزار قبیله طوایف جن مسلمان شدند و ایمان به خدا آوردند.چون تو سلطان آنها را کشته بودی،پسر او چون مسلمان شده بود تاج شاهی را بر سر او گذاشتی و نام او را ضعفر نهادی و به جای پدرش صعفر بر تخت نشاندی حدود و شرایع دین را به آنها یاد دادی بیرون آمدی،عرض کرد:بلی یا رسول الله!چنین است،سپس پیامبر اکرم دستور داد سپاه آمدند در نزدیکی چاه رحل اقامت انداختند و از آب آن چاه سیراب شدند و مرکبها را سیراب کردند و یک شبانه روز در آن مکان بسر بردند و فردای آنروز به سوی مدینه حرکت کردند.  


تصویری از جن

این عکس پس از تایید رهبران دینی در کشور امارات در رسانه های مختلف چاپ و منتشر شد. یک جوان عرب در منطقه حلیله امارات با شنیدن صداهای عجیب در یکی از غارهای اطراف این منطقه  دوربین خود را برداشته و به محل می رود و در آنجا موجودی عجیب شبیه جن را مشاهده می کند. فرد عکاس بر اثر سکته قلبی فوت می شود و پلیس با اعلام دوستان او و مراجعه به محل در کنار جسد وی دوربین عکاسی می یابد و با ظهور فیلم داخل دوربین عکس جن را مشاهده می کند. این عکس و خبر در نشریات امارات به چاپ رسیده و از تلویزیون آن کشور نیز پخش شده است.

جن

نویسنده : ادریس ; ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

مطالبی در رابطه با جن و یک عکس از جن


عکس های بسیار زیبا و دیدنی عاشقانه و کارتونی برای مشاهده کافیست بر روی عکس بند انگشتی کلیک نمایید.

عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه
عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه عکس کارتونی عاشقانه
نویسنده : ادریس ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۸

عکس های عاشقانه کارتونی


منبع گروه پرشین استار

ناحیه سیبری را بیشتر بعنوان یک منطقه سردسیر می شناسند در حالیکه طبیعت این منطقه که به "سرزمین خفته" مشهور است شاید از بکرترین مناطق دنیا باشد. سیبری نام سرزمینی بسیار گسترده با مساحت ۱۲.۸۰۰.۰۰۰ کیلومتر مربع در بخش آسیایی روسیه است. سیبری تقریباً تمامی ناحیهٔ شمال آسیا را در بر می‌گیرد. این ناحیه از رشته‌کوه اورال به سوی شرق امتداد یافته و تا اقیانوس آرام می‌رسد. از سوی شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به تپه‌های شمال و مرکز قزاقستان و مرزهای مغولستان و چین محدود می‌گردد.

از نظر جغرافیایی، سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه، رود‌های پر آب و دشت‌های یخ زده‌ است. زمستان‌های بسیار سرد سیبری و تابستان‌های تقریباً داغ آن باعث شده تا قرن‌ها جمعیت چندانی در آن زندگی نکند اما با تمام این اوصاف این منطقه حدود ۴۰ میلیون نفر سکنه دارد. سیبری یک سرزمین صاف و هموار است و بخش بزرگی از آن را دشت‌ها تشکیل داده اند؛ مرتفع‌ترین نقطهٔ آن یک آتشفشان فعّال در شبه جزیره کامچاتکا با ارتفاع حدود ۴۶۴۹ متر از سطح دریا است.

سیبری زمستان‌هایی بسیار سرد دارد؛ به طوریکه گاه در زمستان‌ها دمای هوای این منطقه تا ۶۷− درجهٔ سلسیوس نیز می‌رسد و این منطقه به سردترین نقطهٔ مسکونی زمین تبدیل می‌شود. تابستان‌های این منطقه هم نسبتاً داغ هستند. در کل سیبری به عنوان منطقه‌ای سردسیر شناخته می‌شود ولی بطور کلی مناطق خاصّی در شمال و خاور سیبری بسیار سردسیر هستند.

سیبری سرزمین جنگل‌های انبوه ‌است. جنگل‌های تایگا که بیش تر از درختان سرو و مخروطیان دیگر تشکیل شده‌اند، جنوب سیبری را در بر گرفته‌اند. کشاورزی تنها در بخشی از جنوب سیبری رواج دارد و در جنوب غربی آن دانه‌های خوراکی از جمله گندم در قالب کشتزار‌های بزرگ کشت می‌شوند. گذشته از این معادن بسیاری در سیبری وجود دارند و بخش عمدهٔ زغال سنگ و طلای روسیه از معادن این منطقه استخراج می‌شوند. جلگه‌های غربی سیبری دارای معادن نفت و گاز طبیعی هستند.

از نظر تاریخی، در پایان سده ۱۵، قبایل تاتار بر سرزمین‌های شرق کوه‌های اورال یا همین سیبری تسلّط یافتند. در ۱۵۸۲، مردم روس سپاهی تشکیل دادند و همراه با قزاق‌ها، تاتارها را شکست دادند. از زمان امپراتوری پتر یکم (۱۷۲۵-۱۶۷۲) تا زمان فروپاشی شوروی، زندانیان سیاسی و جنایتکاران محکوم به کار اجباری و آنانی که از سوی دولت برای جامعه خطرناک تشخیص داده می‌شدند را به سیبری اعزام می‌کردند.

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

Siberia

نویسنده : ادریس ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٦
تگ ها: سیبری و siberia

تصاویـری زیبـا از طبیـعت ناحیـه سیبـری


طرح های بسیار زیبای ایرانی برای معرق کاری و طراحی و همچنین کارهای هنری بر روی پارچه همچون سرمه دوزی و ...

>

طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی طرح معرق  ایرانی
نویسنده : ادریس ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/۱

95 طرح زیبای ایرانی برای معرق